فرق ما و  امام رضا(ع)

چند روزی است که در جوار حرم قدس رضوی مهمان امام رضا(ع) و خوان کرم اهل بیت و مدیون مهمان نوازی های آنان هستیم . وقتی نگاهی به خیل کثیر مشتاقان این امام بزرگ می اندازم ، عظمت امام رضا و کوچکی خودمان را بیشتر احساس می کنم . چگونه امامی بعد از قرن های متمادی مثل زمان حیات جسمانی خودش با این همه گستردگی و شدت و حدت و شور و ولوله و  هیجان و ازدحام ، قشرها و صنف ها و قومیت های بسیار مختلف را با تیپ ها و قیافه هایی بسیار متفاوت جذب کرده و مرید و عاشق خود ساخته ، در حالی که امروزه ما نمی توانیم  با صدها نوع تشریفات و تجهیزات وامکانات ، یک هزارم این مخاطبان را با همان حس و حال دور خود جمع کنیم . مخاطبانی که هزینه های مالی زیاد و رنج و خستگی راه های بسیار طولانی را به جان می خرند تا امام را زیارت کنند و ما حتی اگر پول های هنگفتی خرج کنیم  ،کسی برای علم و فضیلت و محض رضای خدا به دیدنمان نخواهد آمد ، مگر با تبلیغات کذب مریدان یا جاذبه دوربین ها یا از بهر نانی یا نامی یا شغلی و  برای نیازهای شخصی یا مشکل رسمی و اداری اش  . امام نصف شب هم سرش شلوغ است و جواب همه زوار را تک به تک می دهد ؛ اما ما نصف روز هم خریدار صادق و مخلص قابل توجهی نداریم . امام هر روز ساعت های متمادی هزاران تن آدم با خلق و خوی و قیافه هایی عجیب و غریب از ترک و فارس و عرب و عجم و سالم و مریض و صالح و ناصالح را از اقلیم ها و آبادی های دور و نزدیک ، به حضور خود می پذیرد ، در حالی که ما حوصله تحمل حتی چند دقیقه وضع و حال اکثر این زوار و هم صحبتی  مختصر با آنان را نداریم .

ادامه نوشته

ادب و فرهنگ نمایندگی مجلس شورای اسلامی

هرچند زندگی و کارها و حرفهای نمایندگان مجلس به طور طبیعی روی آنتن هست و کمابیش مردم و رسانه ها در جریان وضع و حال آنان هستند ولی اکثر افراد جامعه غالبا با فعالیت های نمایندگان و نطق های مجلس سر و کاری ندارند و پخش مستقیم سخنان نمایندگان مجلس از تلویزیون در ایام بررسی صلاحیت وزرا سبب شد مردم با دقت و تمرکز خاصی نمایندگان خود را بهتر بشناسند . نمایندگانی که عصاره ملت نامیده می شوند و عضو مهم ترین نهاد قانون گذاری و نظارتی هستند که در راس همه امور کشور است ؛ چنان که می توانند وزیران و رئیس جمهور را مورد سوال قرار دهند و استیضاح و یا برکنار کنند . 

در این ایام  به خوبی می توان سطح آگاهی و ادب و شعور و انصاف و صداقت و دقت و تقوا و خداخواهی  هر نماینده ای را در برخورد با نظرات و شخصیت دیگران و از جمله همکاران خود در مجلس شورای اسلامی  شناخت . بالاخره ادبیات یک فرد فهیم و پخته و جهاندیده و عاقل و منصف با ادبیات داش مشتی وار چاله میدانی خیلی متفاوت است . همان طور گه ادبیات عالم و فاضل و ادیب با ادبیات بقال و چقال فرق می کند و ادبیات قهوه خانه ای و ادبیات زورگیران و خفت گیران با ادبیات فرهنگیان و استادان متفاوت است . 

ادامه نوشته

تفاوت ما و علی(ع)

حضرت علی(ع)  سیاستش واضح و شفاف و صریح و قاطع بود و به خاطر دشمنان داخلی و خارجی  ملاحظه کاری سیاسی نداشت و دو پهلو حرف نمی زد و با هیچ کس زد و بند نداشت و ملاحظه هیچ کسی را هم نمی کرد و کوچک ترین هراسی از هیچ جناحی نداشت ،‌ولی سیاست برای خیلی از ماها نان به نرخ روز خوردن و عوام فریبی کردن و با هرکس به گونه ای ساختن و همه روز رنگ عوض کردن است . دیدگاه های سیاسی ما هم همان منافع دوستان و همکاران ماست . 

حضرت علی(ع)  جاذبه اش گسترده بود و محمد پسر ابوبکر فرمانده برجسته او بود و مسیحی و یهودی را هم جذب می کرد و تا روزگار ما هم چنان جذب می کند و دافعه اش هم مخصوص افراد خاص و منحصر به فرد بود ولی ما هرهری مسلکیم و هیچ جاذبه ای نداریم و سرشار از دافعه ایم و هنرمان دشمن تراشی بی دلیل از دوستان است و هرکس را به بهانه ای نا امید ساختن و منزوی کردن . ما برای مسلمانان و شیعیان جاذبه نداریم  و دافعه ما هم هارت و پورت توخالی است و تاثیری در دشمنان واقعی اسلام ندارد . 

حضرت علی(ع)  به شدت برمتملقان خود و کسانی که به احترام امیرمؤمنان و خلیفه برجسته جهان اسلام ، به دنبال او می دویدند  ، نهیب می زد و آنان را نهی می کرد و ما به همه این افراد جایزه  و پست و سمت می دهیم و آنها را بر ادامه کارهایشان تشویق می کنیم و از همه جا آدم جمع می کنیم تا ساعت ها در سالن منتظر ما بمانند و زیر دست و پا له شوند و برایمان هورا بکشند و کف بزنند .  

ادامه نوشته

والدین خوب و بچه های بد ( نزاع والدین و فرزندان )

حکایت عجیبی و معمای غریبی است .  کم نیستند والدین فرهیخته و فرهنگی که بچه هایی سر به هوا و ضد فرهنگ دارند ؛ والدین مذهبی که بچه های لا ابالی و لامذهب دارند ؛ مربیان اخلاق و معنویت و فضیلت و مدرسان علم و فن که فرزندان شان هیچ نشانه ای از سخت کوشی علمی  و جوهره  اخلاق و فضیلت ندارند . والدین بزرگوار و شاخص که بچه های بی ادب و بی شخصیت شان آنان را رسوای جامعه و انگشت نمای خلایق ساخته است . بزرگان عالم سیاست و هنر و مذهب که هر از چند گاهی بعضی از فرزندان شان سر از اروپا و امریکا در آورده و پوست  انداخته و در قیافه ها و حرکاتی محیرالعقول ، از هر ادا و اصولی در می آیند و هیچ نشانی از دین و مذهب و فرهنگ و سنت ما ندارند . 

به قول یکی از شخصیت های مشهور «‌ بچه هایی که تربیت شده شاه و دوران شاه بودند ، انقلاب کردند و بچه هایی که ما تربیت کردیم ، سر از کجاها که در نیاوردند ؟» کمتر خانه ای است که این مباحث در آن مطرح نباشد . همان ماجرای قدیمی شکاف نسل ها و جدال نسل جدید و قدیم و دعوای والدین و فرزندان و سهرابی که سرانجام به دست پدرش رستم  کشته می شود ؛ پدر و پسری که یک دیگر را نمی شناسد و مال دو زمانه و دو نسل متفاوت و دو دیدگاه و دو احساس و دو درد متفاوت هستند  ، حالا جدای از اختلافات و مشاجرات شدید سیاسی والدین و فرزندان که به  متن یا ضمیمه این درگیری ها یدک شده و قوز بالاقوز گشته و دو چندان  بر داغی این کش و قوس ها افزوده است . 

ادامه نوشته

دین گریزی

مگر می شود از دین گریزان بود ؟ دین یعنی عشق به فضایل انسانی . دین یعنی اخلاق و انسانیت . دین یعنی توجه به عوالم ملکوتی هستی . دین یعنی پاک بودن و پاک زیستن . دین یعنی عقیده و آرمان و زندگی الهی داشتن . دین یعنی اعتراف به حقیقت و پذیرش حقیقت و تسلیم حقیقت شدن . مگر گریز از خدا ممکن است ؟‌ در حالی که همه کائنات چون ماهیانی در امواج خروشان الهی شناورند . مگر جایی فراتر و پهناورتر از ملک الهی وجود دارد که بتوان از حضور خدا به آن جا گریخت :‌ لا یمکن الفرار من حکومتک . دین یعنی  سیره و سنت خوبان و بهترین روش زندگی . مگر همه عاشق انبیا و اولیا و اهل بیت نیستند ؟‌  می توان از آن دین شعاران و دین فروشان ریاکار و خودخواه و زراندوز و زهدفروش و شیفتگان قدرت و موقعیت اجتماعی گریخت اما به کجا می توان پناه برد ؟ جز دامن متدینان وارسته و عالمان فرهیخته و خداخواهان بی ریا و بی سر و صدا ؟ می توان از بد اخلاقی ها و زورگویی ها و حق کشی ها گریخت ؟‌ اما پناهگاهی جز نیک سیرتان بی ادعا و پاکدلان روشن ضمیر کجا توان یافت ؟‌   می توان از ایمان و ادب و تعهد گریخت و در الحاد و ناسپاسی و خیانت غرق شد . می توان از طهارت و پاکی گریخت و به لجنزار عفونت های بی انتها پرید . می توان  عشق آسمانی و بی رنگی و صدق و صفا را به قصه ها سپرد و به ریا و نفاق و فساد و زندگی روبه مزاجانه و آفتاب پرستانه عادت کرد . 

ادامه نوشته

فرهنگ معنوی اسلام و تمدن های بشری

أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ(توبه 19)

 در این آیه شریفه از کسانی انتقاد می کند که معنویت را از یاد بردند و فرهنگ را در تمدن و رفاه عمومی خلاصه کردند  . درست است که مسلمانان بعدا بر اثر تعالیم اسلام و قرآن تمدن بزرگی هم پایه گذاری کردند ولی اسلام و قرآن یک فرهنگ است نه تمدن . این فرهنگ هم جوهر معنوی و عقیدتی دارد و در جلوه های مادی و سمعی و بصری بروز پیدا می کند ولی در آنها خلاصه نمی شود . تمدن های بسیاربزرگ و باشکوهی قبل و بعد از اسلام در ممالک مختلف بودند و هستند که فرهنگ اسلامی یعنی باورها و اخلاقیات قرآنی آنها را فتح کرده ، در مسیر ارزشها و آرمان های اسلامی به کار انداخت  . به هر حال فرهنگ اسلامی رقابتی با تمدن های مختلف نداشته و اساسا در صدد تمدن سازی نبوده و این امور را مقتضای امور بشری می دانسته و به همین جهت جوامع پیشرفته و انسان متمدن همان اندازه به فرهنگ معنوی اسلام نیاز دارند که جوامع عقب افتاده یا در حال توسعه و انسان های فاقد تمدن مثل عرب جاهلی .

طبق آیه شریفه فوق کسانی که تنها به عمران و آبادی شهرها و خیابان کشی و تمدن سازی و رفاه اجتماعی اهتمام کردند ،‌ حتی اگر این معماری ها و بنایی ها و امور رفاهی مربوط به معماری مساجد و مجتمع های فرهنگی و مذهبی و بلکه بسیار بالاتر از اینها بازسازی و تعمیر خانه کعبه و بهبود امور رفاهی حجاج خانه خدا هم که باشد ،فعالیت هایشان در برابر کارهای محتوایی فرهنگی و منهای تمایلات معنوی و باورهای الهی هیچ ارزشی نخواهد داشت . مخصوصا اگر معنویت عمومی کاهش یابد و طهارت و تقوا رخت بر بندد و صداقت و درستکاری و از خودگذشتگی جایش را به تفاخر و تحاسد و رقابت های گزنده و وحشتناک دنیوی بدهد .

ادامه نوشته