«ای مالک، بدان من تو را به کشوری فرستادم که پیش از تو دولتهای عادل و ستمگری بر آن حکومت داشتند و مردم به کارهای تو همان گونه می نگرند که تو در امور زمامداران پیش از خود می نگری و هماره درباره تو همان ها را خواهند گفت »   علی (ع) ( نهج البلاغه ؛ نامه به مالک اشتر)

 إن الحق و الباطل، لا يعرفان بأقدار الرجال إعرف الحق تعرف أهله و إعرف الباطل تعرف أهله ؛ به درستي كه حق و باطل را با ميزان شخصيت افراد نمي توان شناخت.  اول حق را بشناس تا اهل آن را بشناسي و باطل را نيز بشناس،‌ تا اهل آن برايت مشخص گردد  . علی (ع)

 

خط قرمزهای ما آرمان های بلند دینی و آیات نورانی قرآن و مقدسات و معتقدات پاک الهی و اخلاق و فضیلت های معنوی است . خط قرمزهای ما مصالح کشور و آسایش و آرامش مردم و امنیت ملی است . خط قرمزهای ما خون جوشان شهیدانی است که جان خود را بر سر اسلام و قرآن گذاشتند . هیچ گاه افراد و اشخاص ملاک و معیار مطلق و خط قرمز ما نبوده و نیست . کشور ما از دکتر بنی صدر و آیت الله شریعتمداری و آیت الله منتظری عبور کرد . چرا که آنها از خط قرمزهای نظام  عبور کردند .

 

دکتر ابوالحسن بنی صدر فرزند آیت الله بنی صدر و مورد حمایت ملت و رهبری انقلاب و فرمانده کل قوا بود و قدرت وسیعی در کشور داشت ؛ او دست امام خمینی را می بوسید و  همیشه از خط امام سخن می گفت  اما به خاطر منافع گروهی اش در برابر ولایت فقیه و مرجعیت و روحانیت ایستاد و با تحریک منافقین ،‌ کشور را به صحنه درگیری های مسلحانه خیابانی تبدیل کرد و در لباس زنانه به فرانسه  گریخت . ملت ما به دلیل ملاک ها و مصالح کشور به دکتر ابولحسن بنی صدر رای دادند و با تمام وجود از او دفاع می کردند و روزی همین ملت به دلیل مصالح نظام بنی صدر را که در بن بست غرور گرفتار شده بود ، با این که شگردهای زیادی برای تثبیت قدرت خود نشان می داد ، چون میوه گندیده ای از وسط باغ انقلاب حذف کرد و  به دور دست ها پرتاب نمود .

Kazem Shariatmadari.jpg

آیت الله شریعتمداری هم با این که مرجع مشهوری بود و نفوذ مردمی داشت اما به خاطر زیاده خواهی  و قدرت طلبی با تحریک حزب خلق مسلمان خواست قدرت نمایی بکند و آشوب هایی را در کشور به راه انداخت که طی آن  افرادی کشته شدند و بعدها با کودتای نوژه علیه نظام هم همکاری کرد ؛ ولی ناکام ماند و خانه نشین شد . البته آقا زاده ایشان حسن شریعتمداری که جزء سران خلق مسلمان بود باتلاش مستمر به همان برنامه های پدر  در آلمان ادامه می دهد تا روح ایشان را از خود شاد گرداند !!!

ملت ما آیت الله منتظری را به قائم مقامی رهبری انتخاب کرد و اختیارات وسیع و شهرت بسیاری برای او فراهم کرد ، ولی او  به کجراهه رفت و عملا به حربه ای علیه نظام و بلندگویی برای جریان های انحرافی و یار مددکاری برای رسانه های غربی تبدیل شد . منتظری  با سخنرانی های جسورانه ای خواست حکومت و مردم را به مقابله با رهبری تشویق کند و در صدد بود  آقای خاتمی را وادار کند که به عنوان اعتراض به رهبری از ریاست جمهوری استعفا دهد  . همان طور که قبلا به علت علاقه شدید به سید مهدی هاشمی برادر رئیس دفترش از امام خمینی (ره ) و مصالح نظام فاصله پیدا کرده بود و این فاصله را تا روز درگذشت خویش ادامه داد . آیت الله منتظری مصالح نظام و انقلاب را همان مصالح  گروه های افراطی و منحرف اطراف خود تلقی می کرد و نهایتا خود را رهبر انقلاب می دانست نه امام خمینی را و  ناراحتی و دلسوزی اش برای کشتگان منافقین جنایت پیشه بیشتر از صدها شهید ترور شده توسط منافقین بود . زمانی مردم ما در خیابان ها راهپیمایی کردند و شعار دادند :«قائم مقام رهبری - آیت حق منتظری » ؛ اما وقتی آیت الله العظمی منتظری خط قرمزها را شکست از آیت الله العظمی و قائم مقام رهبری دیگر خبری نبود و  همین ملت در خیابان های کشور علیه « منتظری » ساده لوح شعار می دادند : « اشعری زمانه مرگت باد ننگت باد » . آیت الله منتظری استاد و فقیه بسیار بزرگ و کم نظیری بود اما اسیر سیاست بازی شد و نتوانست مصالح نظام و انقلاب را از منافع و مصالح جهانخواران غربی و حقوق واقعی بشر را از منافع گروهی خودخواه و پرمدعا تشخیص و تمایز دهد و اندیشه ها و افکار بلند دینی و علمی اش را در بازی های پیچیده سیاست بازان جهانی قربانی کرد و عملا برخی از سخنان انتقادی سودمندش هم بیشتر از آن که در داخل کشور مفید باشد برای رسانه های غربی مفید افتاد . 

امام خمینی(ره )  حتی خود و بستگان خود را ملاک و معیار و خط قرمز تلقی نمی کرد . در همان آغاز به مهندس بازرگان نوشت  :‌«جناب آقاي نخست وزير، لازم است به جميع وزارتخانه ها و ادارات دولتي اخطار نماييد كساني كه از منسوبين و يا اقرباي اين جانب هستند و براي توصيه اشخاص و يا نصب و عزل اشخاص به مراكز مربوطه مراجعه مي كنند، به هيچ وجه به آنان ترتيب اثر ندهند ؛منسوبين و نزديكان مطلقا حق دخالت در اين گونه موارد را ندارند، والسلام .»  (صحيفه نور، ج 5، ص 187») .

امام خمینی(ره ) پیوسته می گفت : « مسؤوليت من هم گردن شماست ، مسؤوليت شما هم گردن من است. اگر من پايم را کج گذاشتم ، شما مسؤوليد، اگر نگوييد چرا پايت را کج گذاشتي ، بايد هجوم کنيد ، نهي کنيد که چرا ؟».(صحیفه نور ج8 ص 47) . 

نیز با تاکید می گفت : «من براي چندمين بار اعلام مي‏كنم كه هر گروه و شخصي - اگر چه از بستگان و اقرباي اينجانب باشند - خود مسئول اعمال و اقوال خود هستند و اگر خداي نخواسته تخلف از احكام اسلام كردند ، دستگاه قضايي موظف است آنان را مورد تعقيب قرار دهد ، و هر كس و هر دستگاه ، چه قضات شرع و چه دادگاهها و چه غير اينها ، هر كس تعديات خود را به اسم من و يا به انتساب به من اجرا كنند مجرم و مفتري است . (  صحيفه نور ، ج ۱۳ ، ص ۱۴۵ ) » . 

حالا باید دید برخی از کسانی که در شعارها خود را دنباله رو امام خمینی می دانند و روزی ده ها بار در سخنرانی ها اسم امام خمینی را می برند ، چه اندازه به این سیره و سنت پایبندند .

در این کشور هیچ کس برای همیشه بیمه نیست و از حاشیه امنیتی برخوردار نخواهد ماند . نظام اسلامی فراتر از اشخاص و جریان هاست و تا وقتی که افرادی و جریان هایی در مسیر نظام پیش می روند ،‌ نظام اسلامی با قدرت تمام از آنان حمایت خواهد کرد ؛ اما این حمایت مشروط به حفظ تعهد و صداقت است . و وقتی که فردی یا جریانی از مدار حق طلبی خارج شد و تملق و تعصب و زیاده خواهی و غرور بیجا نشان داد و از رهبری نظام و فقاهت و مرجعیت و دردهای واقعی مردم زاویه پیدا کرد و دیکتاتور مآبی پیشه کرد و از دایره اخلاق و فضیلت و چارچوب های ارزشی و آرمان های نظام  بیرون رفت ، مانند یک بوته خار از ریشه کنده خواهد کند و در آتش خشم ملت گرفتار خواهد شد  و یا این که با کمی لطف و اغماض مانند غده چرکین یا دستمال کثیفی دور افکنده خواهد شد .

بنا بر این اگر کسی چند صباحی در این کشور کلید اتاق و انباری یا مسئولیت مهر و امضایی در اختیار داشت  و چند نفری برای چند روزی تحت امر او قرار گرفتند ، هرگز نباید خود را از خدا و مردم طلبکار بداند و بیش از اندازه حرف بزند و  باد به غبغب بیندازد و  خودش را روئین تن و جاودانه و همه کاره خلق الله بداند و بیمه مادام العمر خیال کند و بیش از قد و قواره اش پای از گلیم خویش دراز کند  ، چرا که ممکن است موج های تند انقلاب او را به جایی بفرستد که که دیگران را فرستاده است . موج های انقلاب سهمگین و غیر قابل پیش بینی است و چرخش های روزگار بسیار سریع و عجیب است ....

لینک ها:

خط قرمز نظام چیست ؟

حرف رییس جمهور درباره خط قرمز بودن کابینه، منطقی نیست

امنیت و مصالح ملی کشور خط قرمز نظام

علی (ع) حتی خودش را خط قرمز ندانست

اهانت به مقدسات شیعه و سنی خط قرمز نظام

پشت پرده خط قرمز و تهدید احمدی نژاد 

شيعه علي حقيقت گرا يا شخصيت گرا

پرسش شریعتمداری از مشایی: به ولی فقیه اعتقاد ندارید یا به امام زمان و یا خدای نخواسته به هیچکدام؟

آیا رئیس جمهور قوی کسی است که بتواند با ملت، رهبر و خدا لج بازی کند؟

 یک نفر منحرف  که می خواهد رئیس جمهور یازدهم شود