مقایسه ای بین کاندیداهای ریاست جمهوری
ولایتی شخصیت فرهنگی تاثیر گذار و قابل تحسین و احترام و بسیار وزین و متین و متعادل و مسلط به تاریخ تمدن ایران و با سابقه مدیریتی بالایی است . او اهل جار و جنجال و هوچیگری نیست . صداقت و پاکی از وجناتش کاملا پیداست . کسی تا الان عصبانیت او را ندیده است . به همین جهت اصلا و ابدا اهل چالش و درگیری نیست . ولایتی با حداد عادل و قالیباف زمین تا آسمان متفاوت است و اصلا با غرضی قابل قیاس نیست ؛ جلیلی هم شاید بتواند در حد یکی از شاگردان ضعیف او باشد و از آن جا که تندرو و اهل افراط و تخریب نیست ، احمدی نژادی ها و جلیلی و قالیباف با او هم به شدت مخالفند . ولایتی بر خلاف حداد عادل انتقادهای منصفانه و منطقی و ارزشمندی از وضع موجود دارد و مورد حمایت قشر کثیری از علما و فضلا هم هست و در مجموع به عنوان یکی از گزینه های اساسی انتخابات مطرح است .
جلیلی از لحاظ تجارب و سوابق اجرایی و مدیریتی کلان از همه کاندیداها پایین تر است و همه و حتی خود جلیلی از تایید صلاحیت او و رد صلاحیت رفسنجانی و متکی و پزشکیان و دهها شخصیت با سابقه دیگر به شدت تعجب کردند . اگر به تعبیر علی (ع) سخن مرد ملاک عقل و دانش او باشد ، مطلقا از سخنان جلیلی نمی توان فهمید که دارای تحصیلات و مطالعات هست یا نه و ظاهرا مطالبی نوشته و حفظ نموده ارائه می دهد و معمولا همان ها را هم درست نمی خواند و جز سه کلمه « ظرفیت » و « فرصت » و « ساز و کار » چیز دیگری نمی داند و در هر سی ثانیه همین کلمات را ده ها بار تکرار می کند و سیاست ها و برنامه هایش و همه چیزش برای دولت آینده تکرار همین سه کلمه است . با صحبت های کسل کننده و بی نتیجه و شکسته بسته و دروغ های عجیب و تهمت زدن های او ( که همه اسنادش هم فقط نزد خودش موجود است ) آدم تعجب می کند که چگونه صلاحیتش تایید شده و چرا سرنوشت مذاکرات هسته ای ملت ما به دست چنین شخص عاجز و ناتوانی داده اند تا کشور را در آستانه جنگ قرار دهد . او نه می تواند از مطالب خودش دفاع کند و نه حملات انتقادی دیگران را دفع کند .
جلیلی باند و حزب ندارد و به همین جهت گروهی او را بر سر دست گرفته و می چرخانند و در آینده بازیچه همین افراد خواهد شد . اکثر کسانی که خوابنما شده و از او حمایت می کنند دقیقا حامیان داغ و دو آتشه سابق احمدی نژادند و تحت تاثیر جو تبلیغاتی ساختگی قرار گرفته و شناخت درستی از مدیریت و صلاحیت او ندارند و فقط می گویند آدم صاف و پاک و ساده و خوبی است ! در حالی که صاف و ساده بودن برای عالم مدیریت و سیاست خطرناک است . علاوه بر این که اینها غالبا ظاهر سازی و فریب افکار عمومی است . جلیلی در هر نشستی کت و شلوار متفاوتی می پوشد و پرایدش هم دم خروس است .
در مباحث هسته ای هم احمدی نژاد با قدرت خودش فعالیت های هسته ای را که از گذشته شروع شده بود با اراده پیش برده و کاری به مذاکرات و سفرهای تفریحی توریستی جلیلی نداشته و اگر منتظر مذاکرات جلیلی می ماند باید صد سال دیگر صبر می کرد تا جلیلی با اشتون قرار ملاقات های بعدی را بگذارند . جلیلی در تبلیغات خود چنان سخن می گوید که گویا فقط کاندیدای گروه های افراطی مذهبی است و اصلا کاری با بقیه ملت ندارد . تنها امتیاز جلیلی جانبازی است ولی جانبازان شیمیایی بسیار بزرگ و محترمی هم داریم که جلیلی خاک پای آنها هم نمی شود ، اما اینها هیچ ربطی به ریاست جمهوری ندارد .
جلیلی مکمل و متمم و مدافع دولت احمدی نژاد است و به جای نقد ایرادهای وضعیت موجود و ارائه برنامه های آینده فقط آدرس خاتمی و رفسنجانی را می دهد و همان سه کلمه را تکرار می کند : « ظرفیت » و « فرصت » و « ساز و کار » . احمدی نژاد و مشایی هم از آنجا که از پیروزی سایر کاندیداها به شدت علیه خود و سوابق خود نگرانند با تمام وجود روی جلیلی سرمایه گذاری گسترده ای کرده اند و به همین دلیل است که مدتی است با همه فغان و اندوهی که دارند ، صدایشان در نمی آید . وگرنه اینها مطلقا اهل سکوت و آرامش نبودند و نیستند . جلیلی به هیچ عنوان اهل تعامل با کشورهای دیگر نیست و مرتب بر طبل جنگ می کوبد و اسمش را دیپلماسی می گذارد . او عقلش نمی رسد که نظام و دولت و اشخاص و اشتباهات و لغزش ها را از هم جدا کند و حاضر است به همراه حداد و قالیباف برای افزایش آرای خود دولت اصلاحات و سازندگی یعنی 16 سال از تاریخ انقلاب و هشت سال دوران ریاست جمهوری مقام معظم رهبری را که اسم میر حسین موسوی را تداعی می کند و بلکه نظام اسلامی را از اول انقلاب تا سال 84 خیانتکار و جنایتکار نشان دهد و دفاع مقدس را زیر سوال ببرد و پذیرش قطعنامه 598 را که با امضای امام خمینی (ره ) صورت گرفته محکوم کند و لیست آمار دقیق کشته هایی را به نظام اسلامی نسبت دهد که قبلا از صدای آمریکا و صدای منافق پخش شده در جلسه مناظره مطرح کند و هیچ آبرویی برای جمهوری اسلامی باقی نگذارد . این است نهایت شرافت و صداقتی که فقط در ریش و سیبیل و چفیه و مشتی ادعاهای کذب خلاصه شده باشد . مگر کسب قدرت چه ارزشی دارد ؟
قالیباف در تبلیغات و کارهایش جدی است و همانند رضایی در فضای انتخاباتی موج آفرین بوده است . علتش هم این است که بر خلاف جلیلی که دولتی ها برایش تبلیغات می کنند ، قالیباف نمایندگان مجلس را جلب و جذب کرده تا برایش تبلیغات کنند . او از سالها قبل تبلیغات ریاست جمهوری را تدارک می دیده و با احمدی نژاد درگیری هایی داشته که اخیرا آنها را حل و فصل کرده است . قالیباف موفقیت هایی در جبهه و جنگ و نیروی انتظامی و شهرداری داشته ، ولی هیچ وقت ارزیابی درست و کاملی از ابعاد تلاش هایش مخصوصا در بعد فرهنگی در دست نیست . معمولا هم موفقیت هایش از زبان خودش نقل شده . باید دید که آیا تعمیم مدل « شهردار - رئیس جمهور» خواهد توانست مشکلات کشور را حل کند یا نه . کاری که احمدی نژاد شهردار سابق تهران نتوانست در آن موفق شود . یعنی آسفالت کردن خیابانها و نظافت شهری و ساخت و ساز فیزیکی محض با مدیریت کلان و پیچیده سیاسی اجتماعی فرهنگی و معنوی کشور بسیار متفاوت است و احمدی نژاد هم در همان جهت فعالیت های شهرداری در سطح کشور موفقیت های نسبی داشته و ساخت و سازهای بسیاری به بار آورده ، ولی متاسفانه ابعاد فرهنگی و اجتماعی و معنوی مسائل فراموش شده یا معکوس شده است . این نقطه ضعف در قالیباف هم هست که جامعیت کافی را ندارد . ابعاد تبلیغاتی کارهای قالیباف از عملکردهایش خیلی بیشتر است و معمولا از شعارهای سایر کاندیداها هم استفاده می کند . قاطعیت قالیباف به دلیل سوابق نظامی گری بالاست ولی نرمش و انعطاف و انتقاد پذیری اش معلوم نیست و این هم نقص بزرگی است .
حداد عادل : حداد معلم و نویسنده و مترجم قرآن و استاد خوبی بوده ولی سابقه مدیریت اجرایی موفقی نداشته و در آینده نزدیک هم حتما یا انصراف خواهد داد یا اگر بماند از آخر (بعد از غرضی ) نفر دوم خواهد شد . ولی شاید در دولت بعدی بتواند مشاور خوبی برای وزیر آموزش پرورش باشد . حداد مدرس فلسفه غرب است و با فلسفه آن هم از نوع غربی نمی توان کشور را اداره کرد . حداد عادل همانند جلیلی رسما و علنا وکیل مدافع سرسخت سیاست ها و اقدامات احمدی نژاد است و بزرگ ترین انتقادات و بلکه افتضاحات ملی را به راحتی انکار و توجیه می کند و همه مشکلات کشور را به سران فتنه و دشمنان خارجی نسبت می دهد . با توجه به وضع مالی خوبی که دارد اصلا مشکلات اقتصادی کشور را نمی بیند و با دردهای مردم آشنا نیست و می گوید وضعیت ما کاملا گل و بلبلی است و کاندیداهای دیگر را به غرض ورزی و سیاه نمایی متهم می کند و می گوید آنان برای رای جمع کردن صحبت می کنند ولی خودش فقط برای حفظ تقوا وارد این صحنه شده است . حداد عادل سمت های زیادی دارد که به اکثر آنها نمی رسد و حتی در تبلیغات ریاست جمهوری اش هم جدی نیست و کاملا مشخص است که برای گرم کردن تنور اصول گرایان و تخریب روحانی و عارف و ولایتی و کمک به جلیلی آمده است و البته در این کار هم چندان موفق نیست و بیشتر به خودش آسیب می زند . معمولا از تهران تکان نمی خورد و به تبلیغات تلویزیونی اکتفا می کند . حداد و جلیلی و قالیباف مثلثی هستند که عهده دار تخریب بیست سال اول انقلاب از جنگ و دفاع و همه چیز هستند و مشکل شان فقط عقده و کینه همه رؤسای جمهور قبل از احمدی نژاد نیست .
روحانی شخصیت بسیار وزین و متین و جامع و قاطع و جهان دیده ، انقلابی و روشنفکر . از ذخایر انقلاب و مورد اعتماد رهبر و ملت و سخنگوی نسل نو . بارزترین مصداق رجل سیاسی و مذهبی و علمی به معنای واقعی کلمه . منتقد با برنامه و جدی سیاست ها و اقدامات دولت احمدی نژاد . با قابلیت و قدرت جذب جریان های مختلف . دشمن افراط و تفریط . با تجربه های بسیار غنی در زمینه های سیاست و امنیت و مدیریت و قانون گذاری . از لحاظ هوش و ذکاوت و قاطعیت و برش سخن و تجربیات غنی شاید از همه کاندیداها بالاتر باشد . بر همی اساس شاید بتوان به جرات گفت که مزایای همه رؤسای جمهوری قبلی را دارد و نه ضعف های رفسنجانی و خاتمی را دارد و نه تذبذب و تلون و تحول شخصیت احمدی نژاد را . روحانی نسبت به عارف جامعیت و ثبات و صلابت و مهارت بیشتری دارد و برخی از ضعف های او را هم ندارد . از جهت مذهبی و دینی هم اگر کسی به عارف ایراد بگیرد به روحانی نمی تواند ایراد بگیرد ؛ مگر همان ایرادهای رایج بنی اسرائیلی که سالهاست تکرار شده و نخ نما و بی ثمر بوده .
عارف با تجربه کاری اساسی و محوری و طولانی در دولت اصلاحات و قبل و بعد از آن . مدیری متعادل و آرام و عمل گرا و با شخصیت و معمولا غیر سیاسی در دوران مدیریت . عارف بر خلاف روحانی بیشتر به عنوان نماینده خاص اصلاحات سخن می گوید ؛ عارف انتقادات جالب توجه و مهمی از وضع موجود دارد که اگر با بازنگری و بازسازی جریان اصلاحات و معایب آن در گذشته ،حرکت خود را کامل کند و جامعیت دهد ، شاید نقش مهمی در انتخابات ایفا کند و با توجه به این که جوانان زیادی به او علاقه مند هستند می تواند گروه کثیری را که از صحنه به حاشیه رفته و بی تفاوت شده اند به صحنه بازگرداند .
رضایی مشکل اساسی اش این است که شهید نشده و اگر می شد اکنون روزی ده ها بار تلویزیون برایش برنامه داشت و عکس هایش را همه جاها زده بودند . چون رضایی فرمانده و استاد و مربی همه فرماندهان شهید جنگ بوده است . او تجارب و اطلاعات و برنامه ها و راهکارهای خیلی خوبی دارد که برای ریاست جمهوری بسیار مفید است . قدرت انتقادات جدی به سیاست ها و اقدامات دولت های مختلف را هم داشته و دارد . مشکلات اساسی کشور ما در شرایط فعلی به گونه ای به اقتصاد بر می گردد و او خبره این کار است بر خلاف قالیباف که دکترای جغرافیا دارد و مشکل کشور ما جغرافیایی نیست . رضایی در این ایام موج های خوبی در جامعه ایجاد می کند ولی چون وابستگی باندی و حزبی ندارد ، جناح های مختلف سیاسی از او حمایت نمی کنند و علی رغم تعادل شخصیت و درک و تجربه بالا توجه شایسته ای به او نمی شود . البته رضایی در هر فرصتی همه جناح ها را محکوم می کند و گاهی در این کار بیش از حد افراط می کند . گاهی هم یکی به نعل و یکی به میخ می کوبد و محافظه کارانه سخن می گوید و معلوم نیست چه غرضی دارد .
لینک ها :
تبليغات ميلياردی را باور کنیم یا پراید سواری را ؟
رجانیوز از محمود نیوز دوآتشه سابق تا جلیل نیوز داغ امروز
نامه انتقادی حامیان رضایی به سعیدجلیلی
عدم دریافت کمک مالی از طرف جلیلی به همراه حساب بانکی
حمله مجدد حامیان جلیلی به رضایی: مرده باد زندگی!
از کودکی همیشه با کتاب و مجله مانوس بودم . آن زمان دوست داشتم همه کتاب های دنیا را بخوانم ولي معناي خيلي از كلمات را نمي دانستم . علاقه داشتم معلم شوم و اکنون عضو هیات علمی دانشگاهم ؛ ولی از کلمه استاد خوشم نمی آید ؛ فکر می کنم که استاد وصف کسی مثل حضرت عیسی است که در انجیل حواریون از او به عنوان استاد یاد می کنند . تصور می کنم این نام ها و همه عناوین و القاب رایج دیگر سرگرمی و دلخوش کنک آدم های کوچک است و آدم ها با دلبستگی و سرگرمی به این عناوین وقت خود را تلف می کنند و دچار رکود و رسوب فکری و روحی می شوند . دوست دارم بنشینم و چالش های فکری را نظاره کنم و مشتاق بحث و نقد و گفت و گوی نکته سنجانه و منتقدانه هستم البته با کسی که حال و فکر و ظرفیتش را داشته باشد و تفکر مداربسته نداشته باشد . به این دنیای مجازی هم بسیار علاقه مندم و آن را پنجره های تنفس در دنیای واقعی می دانم . خانواده خوبی دارم . همه دلمشغولی های علمی و فکری داریم . می گوییم و می خندیم و گاهی با هم می گرییم . گاهی با هم بحث می کنیم . نانی می خوریم و شکر خدایی را به جا می آوریم که همه هستی ما از اوست . با همه تنبلی ها و بدیهایی که ما را احاطه کرده ، خدای خوب همیشه به فکر ماست و شبها که ما می خوابیم چشمان همیشه بیدارش نظاره گر ماست . فکر می کنم که از ته دل همه انسان ها در همه نقاط دنيا دريچه اي به سوی منطق و عشق و پاکی و خدای خوب باز می شود و می توانیم آنجا همه با هم قرار بگذاریم و حرف های همدیگر را خوب بفهمیم . شیفته و شایق کسی هستم که چیزی برای گفتن داشته باشد و دل پاکی داشته باشد و بتوان رایحه حیات را از نفس او حس کرد و زندگی آموخت و خوشبختانه همیشه در کنار خود کسانی را دارم که بتوانم از فکرشان بهره ببرم ...