تعصب حزب و گروه و جریان یا تعصب حقیقت و اخلاق و فضیلت ؟

علی (ع) :  « من در اعمال و رفتار جهانيان نظر دوختم، هيچ كس را نيافتم كه بدون علّت در باره چيزى تعصّب ورزد، جز با دليلى كه با آن ناآگاهان را بفريبد، و يا برهانى آورد كه در عقل سفيهان نفوذ كند، جز شما ! زيرا در باره چيزى تعصّب مى‏ورزيد كه نه علّتى دارد و نه سببى ....  پس اگر در تعصّب ورزيدن ناچاريد، براى اخلاق پسنديده، افعال نيكو، و كارهاى خوب تعصّب داشته باشيد »  (‌نهج البلاغه خطبه 192 قاصعه) 

تعصب همکاران یا تعصب معیارها

‏ امير مؤمنان (ع) در نامه معروفى كه به مردم مصر در باره فرمانروايى مالك اشتر نوشت با تمام توصيفهاى والايى كه در مورد مالك فرمود، در پايان چنين گفت:  « فاسمعوا له و اطيعوا امره فيما طابق الحق، فانه سيف من سيوف اللَّه:  سخنش را بشنويد و فرمانش را تنها در آنچه مطابق حق است و با حقیقت تطبیق می کند اطاعت كنيد، كه او شمشيرى از شمشيرهاى خدا است » حضرت در این جا ضمن اشاره به فضایل مالک اشتر به معیارگرایی تاکید دارد نه شخصیت گرایی . 

انحصارگرایی و مطلق انگاری حزبی و گروهی 

قرآن کریم در باره بزرگمنشی ها و تعصبات گروهی که مهم ترین عامل تفرقه است می فرماید : كارهاى خود را به پراكندگى كشاندند و هر گروهى به راهى رفتند (فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً) و عجب اينكه  هر يك از اين احزاب و گروه‏ها به سوابق و دلبستگی هایی که بین خود دارند خوشحالند و از ديگران بيزار (كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ).