لذت های خیالی دنیای مادی و لذات واقعی زندگی در کنار همسر
گروهی از متاهلان هستند که ارزش زندگی زناشویی را درک نمی کنند و یا از زندگی در کنار همسر لذت نمی برند بلکه از حرف زدن با همسر افسرده و ملول می شوند و حاضرند در بهشت با هر کسی باشند ولی با همسرشان نباشند و جهنم را با هر کسی تحمل می کنند ولی زندگی در کنار همسر را جهنم واقعی می دانند . برخی به دلیل خاطرات بد زندگی گذشته و مشکلات رفتاری و بداخلاقی یا فلاکت والدین یا بستگان نزدیک شان یا شکست و سادگی و اغفال یا اشتباه در انتخاب همسر ، یا تنبلی بیش از حد در همسر گزینی ، به تدریج نسبت به همسر و زندگی خانوادگی زدگی یا نفرت خاصی پیدا کرده اند . چون نتوانسته اند خانواده آرامش بخش و لذت زندگی در کنار همسر و فرزند را درک و لمس کنند . به همین جهت دوست دارند مجرد بمانند و از تنهایی و بی خیالی و بیعاری و بی مسئولیتی در قبال همسر و فرزندی که ندارند ، لذت می برند . اینان چون به شکل مطلوب چیزی نرسیده اند از آن مطلقا متنفرند . این قبیل آدم ها در همان تنهایی و خلوت خویش ، دریایی از افکار متضاد و بیمارگون و خیالات ناآرم و یاس و عسرت و درماندگی عجیبی دارند . آنها به ظاهر بی خیال و آسوده و در باطن و حقیقت امر ، معجونی از بیماری های روانی و فشارهای روحی و استرس و اضطرابند . به قول خودشان لذت را بر آسایش و آرامش در کنار همسر ترجیح می دهند . از بیرون وقتی ظاهر این قبیل آدم ها را که نگاه می کنند شاید بگویند : خوش به حالش ! ولی خودشان از درون بر خویشتن لعنت ونفرین نثار می کنند . ارزش لذت زندگی در کنار اعضای خانواده و مخصوصا همسر و فرزند با هیچ چیز دیگر قابل تعویض نیست و هر چیزی بدلی و جایگزینی دارد ولی اینها هیچ جایگزینی ندارند . در جلد بیستم وسائل الشیعه مهم ترین کتاب فقهی اسلامی و شیعی در ص 19 از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود :« روزی مردی پیش پدرم ، امام باقر (ع) آمد . پدرم از او پرسید : آیا همسری داری ؟ مرد گفت : نه . پدرم گفت : من دوست ندارم همه دنیا و همه امکانات آن را داشته باشم ولی شبی را بدون همسرم سپری کنم . سپس فرمود : دو رکعت نماز شخص متاهل از نماز شخص مجردی که همه شبهایش را به عبادت بگذراند و روزهایش را روزه داری کند ، برتر و بالاتر است و آن گاه هفت دینار به او داد و گفت با این پول مقدمات ازدواجت را فراهم ساز .سپس پدرم از رسول خدا (ص) نقل کرد که فرموده است : اهل و عیال داشته باشید تا زندگی تان سرشار از رزق و روزی باشد .» مقصود این است که در کنار آرامش خانوادگی است که انسان انگیزه های قوی برای کار و تلاش و پس انداز و شغل یابی و تجارت و .... پیدا می کند .
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 13:16 توسط کریم جباری
|
از کودکی همیشه با کتاب و مجله مانوس بودم . آن زمان دوست داشتم همه کتاب های دنیا را بخوانم ولي معناي خيلي از كلمات را نمي دانستم . علاقه داشتم معلم شوم و اکنون عضو هیات علمی دانشگاهم ؛ ولی از کلمه استاد خوشم نمی آید ؛ فکر می کنم که استاد وصف کسی مثل حضرت عیسی است که در انجیل حواریون از او به عنوان استاد یاد می کنند . تصور می کنم این نام ها و همه عناوین و القاب رایج دیگر سرگرمی و دلخوش کنک آدم های کوچک است و آدم ها با دلبستگی و سرگرمی به این عناوین وقت خود را تلف می کنند و دچار رکود و رسوب فکری و روحی می شوند . دوست دارم بنشینم و چالش های فکری را نظاره کنم و مشتاق بحث و نقد و گفت و گوی نکته سنجانه و منتقدانه هستم البته با کسی که حال و فکر و ظرفیتش را داشته باشد و تفکر مداربسته نداشته باشد . به این دنیای مجازی هم بسیار علاقه مندم و آن را پنجره های تنفس در دنیای واقعی می دانم . خانواده خوبی دارم . همه دلمشغولی های علمی و فکری داریم . می گوییم و می خندیم و گاهی با هم می گرییم . گاهی با هم بحث می کنیم . نانی می خوریم و شکر خدایی را به جا می آوریم که همه هستی ما از اوست . با همه تنبلی ها و بدیهایی که ما را احاطه کرده ، خدای خوب همیشه به فکر ماست و شبها که ما می خوابیم چشمان همیشه بیدارش نظاره گر ماست . فکر می کنم که از ته دل همه انسان ها در همه نقاط دنيا دريچه اي به سوی منطق و عشق و پاکی و خدای خوب باز می شود و می توانیم آنجا همه با هم قرار بگذاریم و حرف های همدیگر را خوب بفهمیم . شیفته و شایق کسی هستم که چیزی برای گفتن داشته باشد و دل پاکی داشته باشد و بتوان رایحه حیات را از نفس او حس کرد و زندگی آموخت و خوشبختانه همیشه در کنار خود کسانی را دارم که بتوانم از فکرشان بهره ببرم ...