آفریده های الهی و ابداعات بشری
خداوند هواي آزاد و فضاي باز و چشم اندازهاي دلنواز را آفريد و انسان دخمه ها و خانه ها و آپارتمان ها و پنجره هاي مسدود را آفريد .
خداوند راه هاي باز آسماني آفريد و از كانال دلها همه را به هم و به سرچشمه هاي ملكوت متصل كرد و ما راههاي فرعي و خاكي و بيراهه ها را ساختيم و همه را به بن بست ختم كرديم .
خداوند مغزهاي هوشمند زنده آفريد و مغزها را در نيايش قلب ها قرار داد و درون هر قلبي هزاران فرشته سفيد روي خوش منظر تعبيه كرد و ما كامپيوترهاي مرده و بي عاطفه را ساختيم و ويروس ها را اختراع كرديم و آنها را در همه روابط تكثير نموديم .
خداوند طبيعت زيبا و سرشار از تنوع و حركت و پويايي و نشاط و سرزندگي را آفريد و ما دنيايي مصنوعي با زندگي ماشيني و گلهاي مصنوعي و سرگرمي ها و لذات مصنوعي به وجود آورديم .
خداوند تمام سرمايه هاي عقل و خرد را در كتاب هاي خويش خلاصه و عصاره كرد و به سوي ما فرو فرستاد و ما خيالات خويش را دانش واقعي و حكمت جاويدان نام نهاديم و محتويات كتب آسماني را غير علمي ناميديم .......................
از کودکی همیشه با کتاب و مجله مانوس بودم . آن زمان دوست داشتم همه کتاب های دنیا را بخوانم ولي معناي خيلي از كلمات را نمي دانستم . علاقه داشتم معلم شوم و اکنون عضو هیات علمی دانشگاهم ؛ ولی از کلمه استاد خوشم نمی آید ؛ فکر می کنم که استاد وصف کسی مثل حضرت عیسی است که در انجیل حواریون از او به عنوان استاد یاد می کنند . تصور می کنم این نام ها و همه عناوین و القاب رایج دیگر سرگرمی و دلخوش کنک آدم های کوچک است و آدم ها با دلبستگی و سرگرمی به این عناوین وقت خود را تلف می کنند و دچار رکود و رسوب فکری و روحی می شوند . دوست دارم بنشینم و چالش های فکری را نظاره کنم و مشتاق بحث و نقد و گفت و گوی نکته سنجانه و منتقدانه هستم البته با کسی که حال و فکر و ظرفیتش را داشته باشد و تفکر مداربسته نداشته باشد . به این دنیای مجازی هم بسیار علاقه مندم و آن را پنجره های تنفس در دنیای واقعی می دانم . خانواده خوبی دارم . همه دلمشغولی های علمی و فکری داریم . می گوییم و می خندیم و گاهی با هم می گرییم . گاهی با هم بحث می کنیم . نانی می خوریم و شکر خدایی را به جا می آوریم که همه هستی ما از اوست . با همه تنبلی ها و بدیهایی که ما را احاطه کرده ، خدای خوب همیشه به فکر ماست و شبها که ما می خوابیم چشمان همیشه بیدارش نظاره گر ماست . فکر می کنم که از ته دل همه انسان ها در همه نقاط دنيا دريچه اي به سوی منطق و عشق و پاکی و خدای خوب باز می شود و می توانیم آنجا همه با هم قرار بگذاریم و حرف های همدیگر را خوب بفهمیم . شیفته و شایق کسی هستم که چیزی برای گفتن داشته باشد و دل پاکی داشته باشد و بتوان رایحه حیات را از نفس او حس کرد و زندگی آموخت و خوشبختانه همیشه در کنار خود کسانی را دارم که بتوانم از فکرشان بهره ببرم ...