کار اداری متاسفانه در ذهنیت عمومی نوعی فعالیت اجباری و بیگاری و عملگی تلقی می شود و کارمند از هر نوع و در هر سطحی که باشد طی قراردادهای رسمی ، مستخدم دولت و مواجب بگیر مؤسسه اداری تلقی  می شود و در ازای این مواجب باید مثل یک دستگاه یا یک قطعه از ماشین کار کند تا زمانی که فرسوده شود و از کار بیفتد . مشکل اساسی کار اداری ، فرمالیته و ماشینی و تکراری بودن کارهاست و این روند به تدریج کارها را از محتوا خالی می کند و حوصله و انگیزه و ذوق و استعداد افراد را بر باد می دهد و زندگی و عمر انسان ها زیر چرخ های سرد و بی روح اداره می پوسد و متلاشی می شود  . 

کار اداری محدود به زمان و مکان و اعمال خاصی است و کم و کیف آن هم معین و مشخص و محدود است . اما عمل به تکلیف الهی و تلاش برای تحقق اهداف و آرمان های بزرگ زمان و مکان ندارد و در این چند ساعت و آن هم با فعالیت هایی محدود و روابطی رسمی و سطحی و  برگزاری  جلسات اداری و بخشنامه ها و صورت جلسه و نامه نگاری ها تحقق نمی یابد . 

اگر شور و نشاط و علاقه و عشق و اخلاص و قصد خدمت باشد ، کار اداری دیگر کار اداری نیست بلکه هنری بزرگ و کاری الهی است .کار الهی ، ماندگار و تاثیر گذار است و نیازمند عشق و هنر و جرات و جسارت و همت و جدیت ؛ ولی کار اداری رسمی معمولا این طور نیست  . البته کار اداری می تواند کاری الهی باشد ؛ چنان که کار الهی هم می تواند کار اداری باشد و در همین ادارات حقیقتا افراد گمنامی از اولیاء الله وجود دارند که مظهر اسمای الهی فتاح و جبار و رحمان و ودود و لطیف هستند و گره هایی از زندگی مردم باز می کنند که وصف نشدنی است و دردهایی را از دوش مردم بر می دارند که از هیچ کس دیگر ساخته نیست و چنان با لطف و مدارا و ظرافت با مردم برخورد می کنند که گویا دست رحمت و عنایت الهی بر مردمانند .