در کشورهای دیگر به دور از هیاهو و احساسات و کشمکش عصبی و جنگ زرگری و ابراز عشق و عاشقی و کینه و تعصب و عقده گشایی ، عاقلانه می نشینند و توانایی و سوابق و صداقت و اکیپ کاری کاندیداهای ریاست جمهوری را بررسی می کنند و یکی از بهترین ها را انتخاب نموده و چهار سال با نهایت ادب و معرفت و دلسوزی و حد اعلای همکاری و همدلی از او حمایت می کنند تا کارهای کشور به بهترین شکل پیش برود . در این کشورها کوچک ترین بی ادبی به رؤسای جمهور صورت نمی گیرد . البته میلیونها نفر هم هستند که رسما می توانند در انتقاد از رئیس جمهور راه پیمایی کنند و مترسک او را درست کرده و با خود حمل نمایند ؛ ضمنا طبق قانون می توان در مواردی که لازم باشد رئیس جمهور را به دادگاه کشاند و محاکمه اش کرد و هیچ وقت آبروی نظام شان از بین نمی رود . اما در کشور ما تا دقیقه نود هنوز کسی نمی داند به چه کسی رای بدهد و ایام انتخابات قیامت می شود و آن قدر با عجله و حس و حماسه و داغی و تعصب برای کسانی سینه می زنیم که مطلقا از اکیپ کاری و گردانندگان صحنه و نیروهای پشت پرده و منابع مالی و اغراض آینده شان هیچ نمی دانیم و از واقعیات درونی شان مطلع نیستیم ؛ آن وقت با چند تا سخنرانی و مطالب حفظی که در عرض چند ساعت می شود از این و آن یاد گرفت ، می خواهیم در مورد توش و توان و صداقت و امانت داری و صلاحیت مدیریتی اش برای کشور بزرگی مثل ایران اظهار نظر کنیم .
متاسفانه معمولا انتخاب کسی به عنوان ریاست جمهوری یا به خاطر شیفتگی افراطی و بی منطق به او است یا برای سوزاندن دل کسانی و کم کردن روی حامیان آنها و خالی کردن عقده و کینه از آنهاست . به گذشته انتخابات های ما نگاه کنید . بنی صدر با هیجان و عشق و حماسه انتخاب شد و با بهانه دشمنی شدید علیه بهشتی و روحانیت به کار خود ادامه داد تا بعد از به هم ریختن کشور تا حد جنگ داخلی از ایران فرار کرد . موج دوم خرداد با تخریب رفسنجانی و افشاگری علیه حامیان او و نیز تخریب ناطق نوری رای آورد و مردم با هیجان عجیبی به خاتمی رای دادند و حماسه بزرگی ایجاد شد . احمدی نژاد و دوستانش هم با تخریب رفسنجانی و خاتمی و افشاگری علیه آنها روی کار آمدند و نان فحاشی به رفسنجانی و اصلاحات را خوردند و هنوز هم می خورند . هنوز هم که رفسنجانی هیچ سمت اجرایی در کشور ندارد و سالهاست که عملا خانه نشین شده است ، شبانه روز در سایت ها و روزنامه های دولت به بهانه های مختلف مورد فحاشی و تخریب قرار می گیرد .
طرفداران داغ احمدی نژاد مانند فاطمه رجبی و شریعتمداری در کیهان و سایرین ، رفسنجانی و خاتمی را کافر و منافق و سازشکار و خیانت کار و همکار مستقیم جاسوسان آمریکایی و اروپایی و وطن فروش نامیدند و احمدی نژاد را معجزه ای هزار ساله و یاور خاص امام زمان و مختار زمان و .... خواندند . مدتی گذشت دوباره همان بلاها بر سراحمدی نژاد آمد و همان مدافعان پر و پا قرص احمدی نژاد ، خود را فریب خورده احمدی نژاد و او را فریب خورده مشایی و بازیچه جریان انحرافی و مخالف ولایت و بی فکر و بی ترمز و بنی صدری در لباس مبدل نامیدند و مدعی شدند که گروهی فراماسون و رمال و جن گیر برای دولت استراتژی تعیین می کند .گروهی از حامیان جدا شده از احمدی نژاد گفتند که او اوایل خوب بوده بعدا منحرف شده و برخی گفتند که ماهیت او از اول فرمانداری ماکو همین بوده و به تدریج آشکار شده و ساده بودیم و دقت نکردیم و از او حمایت کردیم و او مردم را با عوام فریبی سر کار گذاشت و برخی هم گفتند که حامی و بازیچه جریان انحرافی نیست بلکه خودش اساس این جریان است و برخی هم مشایی را جاسوس موساد خواندند و گفتند به زودی که ماموریتش تمام شد به اسرائیل فرار خواهد کرد . جالب این است که امروزه دقیقا همان هیجانات و امواجی که احدی نژاد را روی کار آورد در حال بالا آوردن یکی از کاندیداها است ؛ دقیقا با همان شعارهای داغ و با همان ادعاهای هشت سال قبل و دقیقا با کمک همان حامیان احمدی نژاد و مشایی . کسی نیست به دور از احساس بنشیند بگوید جدای از شعار و فیلم بازی کردن ، این شخص چه گذشته و چه فضیلت و چه مدیریت و توانی دارد . و جالب این که او هیچ مزیتی برای ریاست جمهوری ندارد و غرضی صد بار از او با تجربه تر است . حداد عادل هزار برابر او حامی ولایت است . ولایتی به اندازه تمام سن و سال او کتاب خوانده و تجربه انقلابی دارد و از سیاست داخلی و دیپلماسی خارجی مطلع است .
فکر می کنم این همه تعابیر و تحلیل ها و این همه افراط و تفریط ها و داغ و حماسی شدن ها ، حتی اگر برای برای خرید یک هندوانه یا یک خانه یا هر انتخاب دیگری مانند انتخاب یک دوست یا هم سفر یا انتخاب شغل یا همسر باشد ، کاری بسیار احمقانه و تمسخر آمیز است . چه رسد به انتخاب یک رئیس جمهور با آن سطح و حجم و ابعاد اهمیت . این روش ها برای هیچ کشور عقب افتاده ای مطلوب نیست چه رسد به کشوری با عظمت فرهنگ و تمدن ایران با میراث بزرگ ترین انقلاب اسلامی در جهان معاصر . انتخاب رئیس جمهور یعنی انتخاب عالی ترین مقام اجرایی کشور یعنی تعیین کننده سرنوشت کل کشور یعنی آبرو و حیثیت و اقتدار کشور در داخل و خارج . از فتنه 88 زیاد گفته می شود ولی هیچ وقت دقت نمی شود که این بلوا و آشوب حاصل هیجانات و داغ شدن های غیر منطقی دو جناح بود و هر جناح هم البته بهانه ها و دلایل خودش را داشت ولی هر دو بی منطق بود . آن وقت کاملا طبیعی است که مرتبا دنبال فتنه گران بگردیم و پیش بینی کنیم فتنه تازه ای اتفاق بیفتد ، اما هیچ وقت زمینه های هیجانی و عصبی بروز این فتنه ها را درک و تحلیل نمی کنیم . هیچ وقت فتنه در فضای سالم و آرام و منطقی و عقلانی اتفاق نمی افتد .
مردم کشورهای دیگر ما را مسخره می کنند و می گویند : شما مردم ایران هر وقت می خواهید کسی را به ریاست جمهوری انتخاب بکنید کل کشورتان را به هم می ریزید و زمین و زمان را به هم می کوبید و با عشق به کسی یا به خاطر کینه کسی ، فرد دیگری را به ریاست جمهوری انتخاب می کنید و یکی دو سال جشن پیروزی و درود و سلام و شعار می فرستید و او را به عرش اعلی می رسانید و سردار سازندگی و امیر کبیر دوران و فرشته نجاتبخش و معجزه روزگار و نابغه زمان و نماینده خاص ملکوت و ... می نامید اما بعد از مدتی که از این انتخاب حماسی تان گذشت ، حوصله تان سر می رود یا رئیس جمهورتان با همان موج های احساسی و حماسی که خودتان درست کرده بودید ، هزار بهانه پیدا می کند تا خودش را از کنترل همه نهادهای قانونی خارج کند و هر کاری که خواست و توانست می کند و گوشش به کسی بدهکار نیست و آن وقت شعارهای « دورد بر.... » به شعارهای « مرگ بر ... » تبدیل می شود و تا چندین سال از همه جا به هر بهانه ای همگی به رئیس جمهورتان سنگ می زنید و همه فحش های عالم را نثارش می کنید و مسبب همه بدبختی های کشور خود می دانید ؛ در حالی که قبلا همه افتخارات تاریخ ایران و تلاش های دیگران را هم به او نسبت می دادید . رئیس جمهور شما و کابینه اش عین قطار بزرگی که تا ایستاده است کسی با آن کاری ندارد وقتی که راه افتاد عین بچه های موذی همه از هر طرف سنگبارانش می کنید . گاهی دشمنان با خنده به ما می گویند همه روسای جمهور قبلی تان ضد انقلاب و وطن فروش و فتنه ساز از آب در آمده و کار دست تان داده و برای مردم و رهبری و کشورتان هزاران معضل و هزینه درست کرده و این ها فقط در کشور شما اتفاق می افتد . پس همان ایام انتخاب به جای ابراز هیجان و احساسات خوب دقت کنید تا لازم نشود بعدا این همه به خودتان و دیگران فحش بدهید . این حرف ها حرف کوچکی نیست و بسیار تامل بر انگیز است .
یک مشکل اساسی در همه انتخابات ها وجود داشته و آن عبارت بوده از این که همیشه از هول حلیم توی دیگ افتادیم و در هر انتخابات ریاست جمهوری احساسی و هیجانی و موجی شدیم . منتظر شدیم تا ببینیم موج ها کدام طرف می رود . داغ و بی منطق شدیم و تا دقیقه 90 مغزمان کار نکرد و هنوز تصمیم نگرفتیم و در آخرین لحظات با حب و بغض به این و آن رای دادیم .(جالب این که الان هم در همین وضعیت هستیم ) . برای داغ کردن تنور انتخابات دست به کارهای دیوانه وار و محیرالعقول زدیم و فکر کردیم حماسه یعنی همین کارها . در حالی که بسیاری از این کارها خود ویرانگری و حماقت بود . هنوز هم وقتی کاندیداها به شهرها و مناطق مختلف سفر می کنند ، گویا قشون کشی می کنند و یا عروس می برند یا خان و ارباب های قدیمی با خدم و حشم و کور باد و دور باد دورشان را گرفته اند . این همه ادا و اصول و کارناوال و .... برای چیست ؟ اساسا انتخاب مدیر اجرایی کشور این همه شلوغی و داغی و داد و فریاد و بلوا و آرتیست بازی نمی خواهد بلکه کمی عقل و تدبیر و مطالعه و مقایسه می طلبد و این با آرامش و دقت و مشورت و انصاف و بحث و گفت و گو و جامع نگری قابل حل است .
الان بعد از سال ها و دهه ها رسیده ایم به این جا که ببینیم کدام کاندیدا می تواند دهن آن یکی ها را ببندد و صورت سایر کاندیداها را مثل مناظرات سال 88 سرخ کند و به غلط کردن و سکته بیندازد و عکس خواهر و مادرشان را نشان بدهد یا با چند صفحه کاغذ و آمار و نقاشی و یک منحنی و چند تا سخنرانی داغ و هوچی گری و سفسطه بازی های رسانه ای و مظلوم بازی و .... مردم را بیشتر به سوی خود جذب کند . آیا این ها مایه توهین به ملت و کشور و تحقیر انسان ها و کاری عصر حجری ، بی منطق و بی مبنا نیست ؟ آیا همین الان کاندیداها از این روش ها به شکلی متفاوت استفاده نمی کنند ؟
روش های غلط و احمقانه شناخت رئیس جمهور شایسته که تاکنون معمولا مطرح می کردیم ، عبارت بود از : نگاه کردن به بزرگی و کوچکی عکس های تبلیغاتی و تعداد آنها ، توجه داشتن به این که کدام کاندیدا پول بیشتری خرج می کند یا دار و دسته بیشتری دارد و در نتیجه قدرتمندتر است ؛ به جای توجه به صلاحیت شخصی افراد ، توجه به شایعات و جنگ روانی تبلیغاتی که برگ برنده دست کیست و چه کسی رای خواهد آورد یا نخواهد آورد . نگاه کردن به مدل مو و ریش و قیافه و طراحی لباس و مدل ماشین او در حال حاضر ( در حالی که بعد از ریاست جمهوری باید اینها را دید ) ، غرق شدن در شعارهای ساختگی او که خود را تنها بسیجی زمان و تنها یار رهبر و تنها حافظ اسلام و انقلاب و تنها نجات دهنده کشور می نامد (که هر کس می تواند این شعارها را بدهد ) بی توجهی به تایید صلاحیت کاندیداها توسط شورای نگهبان و استفتا از کیهان و بهار و آفتاب و بی بی سی و صدای آمریکا و یا حجت شرعی خیال کردن نظر برخی از روحانیون ساده دل و فاقد بصیرت سیاسی ، نگاه کردن به تعداد کسانی که این کاندیدای خاص را احاطه کرده اند که اگر این تعداد زیاد باشد به او رای بدهیم ، فریب خوردن از نظرسنجی ها و شایعات رایج و غلط و توهم آور و مغرضانه ، چسباندن کاندیدای خاصی به رهبر و فقها و علما و شهدا و جانبازان و بسیجیان و او را نماینده اینان دانستن و چسباندن آن دیگری به سرمایه داران آمریکایی و موساد و سیا و اوباما و جورج بوش و ... در حالی که رهبری انقلاب همه اینها را تکذیب کرده و شورای نگهبان که حجت شرعی و قانونی است ، همه کاندیداهای موجود را تایید صلاحیت نموده است و نیازی به تایید یا تکذیب دوباره مراکز دیگر جاسوس شناس یا کشف کننده استعداد ( مانند کیهان ) نیست .
امروز خوشبختانه به استثنای یک نفر که تازه به دوران رسیده و همانند هندوانه نشکافته است و تنها به مدد تبلیغات غلط و های و هوی ساختگی بادش کرده اند ، باقی کاندیداها کاملا شناخته شده اند و به راحتی می شود آنها را با هم مقایسه کرد . در شرایط فعلی انتخاب کردن ضعیف ترین و بی مایه ترین افراد ، از لحاظ سابقه و توان مدیریت و قدرت فکری و روحی و جسمی ، باعث تمسخر جهانیان و بدبختی های دنباله دار داخلی خواهد شد و یک خیانت بزرگ و یک فاجعه ملی به شمار خواهد رفت .
لینک ها :
تلاش کیهان برای فتنه انگیزی در میان کاندیداها و ایجاد فتنه تازه ای برای سال 92