اکنون در قطار دارم در قرآن آيات سوره يوسف را مرور مي کنم . زندگي عجيب و ماجراهاي شگفت انگيزي است . پسر نوجواني که در سن ده سالگي از خانواده اش دور مي افتد و مدتي بعد در بدترين شرايط بحران فردي (بلوغ) و اجتماعي(بردگی) و بلاتکليفي و در به دري و اسارت قدرتمندان فاسد دربار ، به حکمت هستي و حقايق انسان و جهان و اختلافات بشري و طرز داوري آنها پي مي برد (لما بلغ اشده آتيناه حکما و علما). تربيت موثر در دوران کودکي چنان ماندگار است که آن کودک ده ساله اکنون که شانزده هفده ساله شده آگاهانه و با اراده اي قوي براي زندگي خود تصميم مي گيرد و با معنويت خود در برابر فضاي غرق در فساد که امواجش او را هم فرا گرفته مقابله مي کند . تاثير روابط مستمر دل انگيز و نرم از طرف زنان فاسد مي تواند مدتي بعد زمينه فساد و هوس راني هاي بزرگي را  فراهم کند ( راودته التي هو في بيتها عن نفسه ) . مراودات صميمانه و مستمر با جنس مخالف ( راودته ) و فضاهاي خصوصي وخودماني (‌في بيتها) و در بسته و فضای خلوت ( غلقت الابواب ) حالا به هر بهانه ای که باشد ، مي تواند زمينه نيرومندي باشد که به روابط شهوانی و جنسی لجام گسیخته غیرمنتظره ای ختم شود ( قالت هيت لک ) . معلوم می شود  زنان پولدار و قدرتمند فاسد و کلاش و مکاري هستند که به دلیل فساد اخلاق و سرگرمی های سیاسی و اجتماعی رابطه سالم و مطلوبی با شوهران خود ندارند و در تکمیل نیازهای جنسی خود به دنبال شکار پسران پاک هستند و براي رسيدن به مقاصد پليد خود از هر هنرنمايي و ترفند شبطاني استفاده مي کنند و این قبیل افراد یکی دو نفر نیستند (ان کيدکن عظيما) .....