نصیب ما از امام حسین و عزاداری ها چیست ؟
در ماه محرم همه ساله یاد و نام امام حسین (ع) زمین و زمان را پرمی کند و به نظر می رسد که سال به سال این ابراز ارادت وسیع تر و متنوع تر توسعه می یابد . امروزه عزاداری از قالب محدود مساجد و حسینیه ها خارج شده و از رادیو و تلویزیون به ماهواره و موبایل و سی دی و هزار و یک نوع موزیک و عکس و طرح و هنرهای نمایشی و امام باره و هزاران خیمه که به طور سمبلیک صحنه کربلا در آن بازسازی شده و امثال آنها گسترش یافته است .
واقعیت این است که هرچه با جان و دل در راه
عزا و ماتم حسینی وقت و پول صرف شود بسیار کم است ... اگر همه حقایق اسلام
و قرآن و اهل بیت پایمال شد ، خون حسین نباید پایمال شود و این خون است که
سرانجام اسلام و قرآن و اهل بیت را از مظلومیت نجات خواهد داد . بدن قطعه قطعه شده امام حسین(ع) است که می تواند علی (ع) را از مظلومیت غدیر گم شده در تاریخ نجات دهد .
عشق و شور گسترده به امام حسین(ع) و عکس العمل همه مردم آگاه و پاک در طی تاریخ نسبت به مظلومیت امام حسین (ع) امری کاملا طبیعی است . اما از طرف دیگر ، در زمان ما که گستردگی فساد و انحراف و هوس های رنگارنگ و دروغ پردازی و حرام خواری و دغل بازی و مردم آزاری و کلاه برداری و جنایت و تعدی و تجاوز به حقوق و نوامیس دیگران و فعالیت های گسترده هزار و یک فرقه باطل مدعی غیب گویی و ارتباط مستقیم با خدا و ارواح و اجنه همه جا به چشم می خورد ، این همه استقبال از محرم و عزاداری و عشق به ائمه معصومین و به خصوص سالار شهیدان واقعا شگفت آور است و مطمئنا نفوذ گسترده دین و اهل بیت و زمینه های فطرت سالم مردم را نشان می دهد و این استقبال عظیم سرمایه بسیار بزرگی است که باید قدرش را خوب دانست .
از کودکی همیشه با کتاب و مجله مانوس بودم . آن زمان دوست داشتم همه کتاب های دنیا را بخوانم ولي معناي خيلي از كلمات را نمي دانستم . علاقه داشتم معلم شوم و اکنون عضو هیات علمی دانشگاهم ؛ ولی از کلمه استاد خوشم نمی آید ؛ فکر می کنم که استاد وصف کسی مثل حضرت عیسی است که در انجیل حواریون از او به عنوان استاد یاد می کنند . تصور می کنم این نام ها و همه عناوین و القاب رایج دیگر سرگرمی و دلخوش کنک آدم های کوچک است و آدم ها با دلبستگی و سرگرمی به این عناوین وقت خود را تلف می کنند و دچار رکود و رسوب فکری و روحی می شوند . دوست دارم بنشینم و چالش های فکری را نظاره کنم و مشتاق بحث و نقد و گفت و گوی نکته سنجانه و منتقدانه هستم البته با کسی که حال و فکر و ظرفیتش را داشته باشد و تفکر مداربسته نداشته باشد . به این دنیای مجازی هم بسیار علاقه مندم و آن را پنجره های تنفس در دنیای واقعی می دانم . خانواده خوبی دارم . همه دلمشغولی های علمی و فکری داریم . می گوییم و می خندیم و گاهی با هم می گرییم . گاهی با هم بحث می کنیم . نانی می خوریم و شکر خدایی را به جا می آوریم که همه هستی ما از اوست . با همه تنبلی ها و بدیهایی که ما را احاطه کرده ، خدای خوب همیشه به فکر ماست و شبها که ما می خوابیم چشمان همیشه بیدارش نظاره گر ماست . فکر می کنم که از ته دل همه انسان ها در همه نقاط دنيا دريچه اي به سوی منطق و عشق و پاکی و خدای خوب باز می شود و می توانیم آنجا همه با هم قرار بگذاریم و حرف های همدیگر را خوب بفهمیم . شیفته و شایق کسی هستم که چیزی برای گفتن داشته باشد و دل پاکی داشته باشد و بتوان رایحه حیات را از نفس او حس کرد و زندگی آموخت و خوشبختانه همیشه در کنار خود کسانی را دارم که بتوانم از فکرشان بهره ببرم ...