یک زندگی سالم باید علی رغم هر نوع مشکل و گرفتاری طبیعی و غیر طبیعی ، شاد و با نشاط و پر انرژی و فعال و خلاق و سرشار از عشق و امید باشد وگرنه سر پا نمی ماند و ویران می شود .  اما اکنون در خیلی از جاها که پا می گذاریم در مجالس و محافل دوستانه و خانوادگی و اجتماعی ، در پاتوق های مختلف در اینجا و آنجا ، توی تاکسی و بازار و خیلی جاهای دیگر غالبا مجموع حرف هایی که زده می شود به درد خراب کردن اعصاب و آرامش و سرد کردن حرارت عشق و امید و فلج کردن زندگی  می خورد .

توی جمع خانوادگی یا اداری چند نفر موضع تهاجمی و چند نفر موضع دفاعی به خود می گیرند و بعد کار به بد و بیراه گفتن و فحاشی می کشد و فشار عصبی و دشمنی ها و کینه ها چند برابر می شود و غالبا هم نه موضوع بحث روشن است و نه اطلاعات موثق و دقیقی در دست است و نه افراد اصول بحث و نقد را رعایت می کنند و نه فضای  انصاف و خیرخواهی و حق جویی و مثبت اندیشی حاکم است و حاصل کار فاصله گرفتن افراد از هم و ضعف روابط دوستانه و عاطفی و اجتماعی و تشدید جنگ عصبی و فرسایش قوا و استعدادهای اجتماعی است .

 اکثر افراد از سبزی فروش محله و واکسی و راننده تاکسی در هر مساله ای اظهار نظر کارشناسی نموده و کاسه داغ تر از آش می شوند و نسبت به همه مسائلی که ربطی به آنها ندارد و مسئولیتی در قبال آن ندارند تصمیم گیری می کنند و همه را دزد و دغل باز و شیاد و جاهل و خیانتکار و خود را صادق و صالح و خیرخواه و دلسوز و مطلع و توانمند وانمود می کنند .