آتش زدن قرآن یا تبلیغ تازه غربیان برای قرآن
إن الله يؤيد هذا الدين بالرجل الفاجر و بأقوام لا خلاق لهم ؛ پیوسته خداوند متعال این دین را به دست افراد فاسد و دسته جات فاقد فضیلت حمایت می کند( حدیث نبوی مشهور که در کتبی مانند صحیح بخاری نیز آمده است ).
سرانجام در چند ایالت امریکا و از جمله مقابل کاخ سفید قرآن را آتش زدند تا بگویند واقعا طرفدار آزادی بیان هستند . خواستند برای جهانیان آخرین برهان قاطع دمکراسی را رو کنند و فریاد کنند که جامعه باز یعنی چه . عملا اثبات کردند که محتویات تکان دهنده یک کتاب کوچک آسمانی که محرک عقل و اندیشه و وجدان بشری است ، چقدر می تواند برای صلیبی های کشورگشا و صهیونیست های قصاب و جلاد و سایر سینه چاکان کلیسای شیطان ، مساله ساز و زجر آور و غیر قابل تحمل باشد . آن هم در دنیایی که هزاران کتاب ادیان واقعی و ساختگی و دین نماهای پوچ و مسخره کاملا آزاد است و هیچ یک خطرناک نیست به جز قرآن . آیا این نوعی تبلیغ قرآن برای جهانیان نیست و نشانگر تفاوت خاص قرآن با همه کتاب های دیگر نیست ؟
چرا هر روز در ترویج آشکار جنایت و قطعه قطعه کردن انسان ها و فسادهای پیشرفته به همه اشکالش هزاران کتاب و فیلم انتشار می یابد که واقعیات عینی اش را همین غربیان تحقق بخشده اند و اینها برای کسی ابدا خطرناک نیست . اما آیات رحمت و مغفرت قرآن بسیار خطرناک است . دعوت قرآن به بحث منطقی و انصاف حتی در برابر دشمنان و گذشت و مدارا خطرناک است . تا زمانی که این کتاب در میان مردم هست مذاق گردن کلفت های شش لول بند ینگه دنیا تلخ است و رندان هفت خط رسانه های بین المللی خواب و آسایش ندارند . کثیف ترین کارهای فرقه های شیطانی در ملآ عام مورد حمایت سران غرب و روسای کاخ سفید قرار می گیرد ، ولی باز کردن لای قرآن می تواند منافع غرب را در چهار گوشه جهان به مخاطره افکند . این یعنی تهدید صلح بشری !!!
حقیقتا در این کتاب چه چیزهایی نوشته که از زمان گلادستون تاکنون این قدر تحمل آن را برای غربیان سخت کرده است که هر روز فتنه تازه ای علیه آن ساز می کنند ! و لیس هذا اول قاروره کسرت فی الاسلام ! چرا باید این همه آیه در باره عیسی مسیح و مریم مقدس در قرآن آتش زده شود ، مگر این که شخص دجال و آنتی کریست باشد . چرا نام 26 پیامبر با سخنان و تعالیمشان در قرآن به آتش کشیده می شود ؟ مگر این که شخص علیه همه ادیان و همه گرایش های معنوی و الهی قیام کرده باشد . چرا این همه اسمای جلاله رحمان و رحیم و ودود و غفور و غفار و تواب در قرآن آتش زده می شود مگر این که شخص به کلی بی رحم و بد ذات و جانی بالفطره باشد .
جالب تر و اسف بارتر این که هیچ فرد مقدس و روشنفکری در غرب تا کنون به فکر سوزاندن انجیل شیطانی آنتوان لاوی نیفتاده و در صدد نابودی افکار ضد بشری آنها بر نیامده است . چون این جریانات برای دمکراسی ارباب زر و زور و فریب خوب و سودمند است اما قرآن برای این نوع دمکراسی اصلا مفید نیست و اگر اوباما و هیلاری کلینتون و روسای اتحادیه اروپا شخصا مراسم بزرگ قرآن سوزی راه نمی اندازند هم برای حفظ موقعیت و منافع خودشان و همان دمکراسی مردم فریب است و نه برای شخصیت و منزلت و کرامت این بزرگواران .
اساسا آتش زدن کتابی در عصر ارتباطات و اندیشه ها نشانه نهایت بی منطقی و جهالت و حقارت و زبونی و استصال و بازگشت به عصر حجر و شیوه های قرون وسطایی جنگ با فرهنگ ها و تمدن های مترقی است . چنان که خود غربی ها وقتی دیدند این سخن بزرگ تر از دهان تری جونز بوده و در کل دنیا هزاران موج مخالف برایشان تولید کرده و عملا تبلیغ وسیعی برای اسلام و قرآن بوده و سرمایه ای برای مسلمین و هزینه گزافی برای غربیان فراهم آورده ، و به خیزش نوین مسلمانان و نهضت بازگشت به قرآن سرعت بخشیده ، تری جونز بخت برگشته را «کشیش دیوانه » نامیدند ؛ در حالی که این دیوانگی غربی ها بود که می خواستند به دست جونز عکس العمل مسلمانان را تست کنند تا به طور کامل غیرت منطقی و روحیه مقاومت آنان را از بین ببرند و چیز مقدسی باقی نگذارند که بدان بی حرمتی نشده باشد .
لینک ها :
هتك حرمت قرآن و انجيل توسط يک استراليايي
استفاده از قرآن بجای کاغذ باطله
غسل تعمید کشیش وسواسی نوزاد ششماهه را به کشتن داد!
از کودکی همیشه با کتاب و مجله مانوس بودم . آن زمان دوست داشتم همه کتاب های دنیا را بخوانم ولي معناي خيلي از كلمات را نمي دانستم . علاقه داشتم معلم شوم و اکنون عضو هیات علمی دانشگاهم ؛ ولی از کلمه استاد خوشم نمی آید ؛ فکر می کنم که استاد وصف کسی مثل حضرت عیسی است که در انجیل حواریون از او به عنوان استاد یاد می کنند . تصور می کنم این نام ها و همه عناوین و القاب رایج دیگر سرگرمی و دلخوش کنک آدم های کوچک است و آدم ها با دلبستگی و سرگرمی به این عناوین وقت خود را تلف می کنند و دچار رکود و رسوب فکری و روحی می شوند . دوست دارم بنشینم و چالش های فکری را نظاره کنم و مشتاق بحث و نقد و گفت و گوی نکته سنجانه و منتقدانه هستم البته با کسی که حال و فکر و ظرفیتش را داشته باشد و تفکر مداربسته نداشته باشد . به این دنیای مجازی هم بسیار علاقه مندم و آن را پنجره های تنفس در دنیای واقعی می دانم . خانواده خوبی دارم . همه دلمشغولی های علمی و فکری داریم . می گوییم و می خندیم و گاهی با هم می گرییم . گاهی با هم بحث می کنیم . نانی می خوریم و شکر خدایی را به جا می آوریم که همه هستی ما از اوست . با همه تنبلی ها و بدیهایی که ما را احاطه کرده ، خدای خوب همیشه به فکر ماست و شبها که ما می خوابیم چشمان همیشه بیدارش نظاره گر ماست . فکر می کنم که از ته دل همه انسان ها در همه نقاط دنيا دريچه اي به سوی منطق و عشق و پاکی و خدای خوب باز می شود و می توانیم آنجا همه با هم قرار بگذاریم و حرف های همدیگر را خوب بفهمیم . شیفته و شایق کسی هستم که چیزی برای گفتن داشته باشد و دل پاکی داشته باشد و بتوان رایحه حیات را از نفس او حس کرد و زندگی آموخت و خوشبختانه همیشه در کنار خود کسانی را دارم که بتوانم از فکرشان بهره ببرم ...