ازدواج عامل کسب درآمد
ازدواج كنيد تا پولدار شويد
در روایتی نقل است که ازدواج کنید تا پولدار شوید ؛ البته مقصود ازدواج زودرس کودکانه و ناشیانه و بی مهابا و بی ملاحظه نیست ، بلکه مقصود آن است که ازدواج ، کمابیش انگیزه کار اقتصادی و وجدان کاری و همت و تلاش بیشتر را در افراد تقویت می کند ولی بر خلاف مضمون این احادیث ، مدتهاست که رسم دیگری در جامعه ما رایج شده است و آن این که پدران بی عار و بیکار و دختران بی شخصیت ، دنبال پسر پولداری می گردند و با ظاهر سازی و جاذبه های جسمی و جنسی دختر و ادا و ژست های اروپایی گرفتن و عشوه گری های تخصصی و پز دادن و با قرض و قوله مهمانی های پر خرج دادن که ما فلان و بهمان هستیم و پرستیژ بالا ، مخ پسر را می زنند و مبلغ کلانی در حدود چند هزار سکه مهریه می کنند و بعد از یکی دو هفته با راه انداختن اختلاف عمدی و کشاندن کار به دادگاه مطالبه مهریه نموده و بعد از دعوا و مرافعه و زندان و مکافات و چانه زنی ها و التماس های رایج نهایتا راضی می شوند که به جای دو سه هزار سکه از صد میلیون تا دست کم چهل پنجاه ملیون ( متناسب وسع خانواده داماد برای تیغ زدن ) بگیرند و مصالحه بکنند و رضایت دهند .... بعد با پولی که به چنگ آورده اند تا مدتی پدر و مادر مفت خوار و دختر عزیزشان می خورند و می نوشند وخوش می گذرانند و یا خرج اعتیادشان را در می آورند و بعد که پولها دارد تمام می شود دنبال پسر دیگری برای تور زدن و تیغ زدن می روند . من خودم با نمونه های متعددی از این قبیل افراد برخود داشته ام . البته موارد فراوانی هم دیده ام که مردی با دوز و کلک با دختری ازدواج کرده و پس از رسیدن به اهداف خاصی ، زن را در فشار و گرفتاری و شکنجه روحی و جسمی قرار داده بعد با رضایت کامل (!) خانم ، بدون پرداخت مهریه و تحمل هیچ هزینه قابل توجهی به راحتی از او جدا شده و او را در برهوت زندگی یکه و تنها رها کرده است .
ضمیمه اول : ازدواج در ضرب المثل های جهان
ضمیمه دوم : خواندنی هایی در باب ازدواج
ضمیمه دوم : نتیجه ازدواج بدون اجازه بزرگان
ضمیمه چهارم : ازدواج ۴ معلم زن عربستانى با راننده سرویس مدرسه
چهار معلم زن در عربستان تصمیم گرفتند به طور همزمان با یک راننده ازدواج کنند. به گزارش سایت پلیس، تعداد ۴ تن از معلمان زن عربستان چندى پیش تصمیم گرفتند بطور همزمان با یک راننده ازدواج کنند. براساس این گزارش، مردى را که این چهار معلم براى زندگى خود در نظر گرفته اند راننده سرویس آنها است و هر روز این چهار معلم خانم با ماشین او به محل کارشان که از محل زندگیشان خیلى دور است مى روند. این گزارش حاکى است علت اصلى ازدواج همزمان این چهار معلم زن با راننده سرویس شان این است که آنها تحت تأثیر اخلاق حسنه و نجابت او قرار گرفتند و مى گویند که علاوه بر همکار بودن مى توانند به صورت یکجا با هم زندگى کنند.
ضمیمه پنجم : همین هفته گذشته یکی از رانندگان آژانس در نزدیکی خانه مان را اخراج کردند ، وقتی علت را پرسیدم ، گفتند : یارو صبح رفته بود دختر مردم را برساند ، همان جا عاشقش می شود و شب می رود خواستگاری دختر که خانواده دختر معرکه ای برپا می کنند که فلان فلان شده تو راننده ای یا خواستگار !
ضمیمه ششم : ازدواج !!!!!!
ضمیمه هفتم : دفتر مشق یک پیامبر جدید ناشی (مدرک سیکل !) به انشایش نمره بدهید !
ضمیمه هشتم : نامزدی دو بچه 6 و 4 ساله – عروس 6 ساله و داماد 12 ساله
از کودکی همیشه با کتاب و مجله مانوس بودم . آن زمان دوست داشتم همه کتاب های دنیا را بخوانم ولي معناي خيلي از كلمات را نمي دانستم . علاقه داشتم معلم شوم و اکنون عضو هیات علمی دانشگاهم ؛ ولی از کلمه استاد خوشم نمی آید ؛ فکر می کنم که استاد وصف کسی مثل حضرت عیسی است که در انجیل حواریون از او به عنوان استاد یاد می کنند . تصور می کنم این نام ها و همه عناوین و القاب رایج دیگر سرگرمی و دلخوش کنک آدم های کوچک است و آدم ها با دلبستگی و سرگرمی به این عناوین وقت خود را تلف می کنند و دچار رکود و رسوب فکری و روحی می شوند . دوست دارم بنشینم و چالش های فکری را نظاره کنم و مشتاق بحث و نقد و گفت و گوی نکته سنجانه و منتقدانه هستم البته با کسی که حال و فکر و ظرفیتش را داشته باشد و تفکر مداربسته نداشته باشد . به این دنیای مجازی هم بسیار علاقه مندم و آن را پنجره های تنفس در دنیای واقعی می دانم . خانواده خوبی دارم . همه دلمشغولی های علمی و فکری داریم . می گوییم و می خندیم و گاهی با هم می گرییم . گاهی با هم بحث می کنیم . نانی می خوریم و شکر خدایی را به جا می آوریم که همه هستی ما از اوست . با همه تنبلی ها و بدیهایی که ما را احاطه کرده ، خدای خوب همیشه به فکر ماست و شبها که ما می خوابیم چشمان همیشه بیدارش نظاره گر ماست . فکر می کنم که از ته دل همه انسان ها در همه نقاط دنيا دريچه اي به سوی منطق و عشق و پاکی و خدای خوب باز می شود و می توانیم آنجا همه با هم قرار بگذاریم و حرف های همدیگر را خوب بفهمیم . شیفته و شایق کسی هستم که چیزی برای گفتن داشته باشد و دل پاکی داشته باشد و بتوان رایحه حیات را از نفس او حس کرد و زندگی آموخت و خوشبختانه همیشه در کنار خود کسانی را دارم که بتوانم از فکرشان بهره ببرم ...