چقدر ما به روز هستيم ؟
چند مصاحبه راديويي در باره به روز بودن جوانان داشتم . موضوع جالبي بود . واقعا به روز بودن يعني چه . خيلي از ماها از بهترين ابزارهاي مدرن استفاده مي كنيم مثلا هر دو سه ماه گوشی موبایلمان را با کلی هزینه تازه تر می کنیم تا از قافله عقب نمانیم ولي سطح فكر و طرز زندگي مان خنده دار و در حد همان افكار عصر حجر است و از ابتدايي ترين اطلاعات و مطالعات و بالاتر از آن از عقلانيت مطلوب برخوردار نيستيم .
افق فكر ما با گذشت زمان ارتقا و عمق پيدا نمي كند و ما گذشت زمان و دستاوردها و دردها و سرمايه هاي زمان را حس نمي كنيم . انديشه ها و دريافت ها و احساسات ما حاصل تجارب تاريخي نيست و براي خيلي از ما ها گذشته و حال و آينده فرقي ندارد و در هر زماني كه باشيم معلوم است كه چه وضع و حالي خواهيم داشت .
ما هنوز به زمان سقراط در دو هزار و 400 سال قبل نرسيده ايم و از افكار و انديشه ها و مكالمات سقراطي مطلع نيستيم .
ما هنوز در افق فكري علي بي ابي طالب وارد نشده ايم . .....
از کودکی همیشه با کتاب و مجله مانوس بودم . آن زمان دوست داشتم همه کتاب های دنیا را بخوانم ولي معناي خيلي از كلمات را نمي دانستم . علاقه داشتم معلم شوم و اکنون عضو هیات علمی دانشگاهم ؛ ولی از کلمه استاد خوشم نمی آید ؛ فکر می کنم که استاد وصف کسی مثل حضرت عیسی است که در انجیل حواریون از او به عنوان استاد یاد می کنند . تصور می کنم این نام ها و همه عناوین و القاب رایج دیگر سرگرمی و دلخوش کنک آدم های کوچک است و آدم ها با دلبستگی و سرگرمی به این عناوین وقت خود را تلف می کنند و دچار رکود و رسوب فکری و روحی می شوند . دوست دارم بنشینم و چالش های فکری را نظاره کنم و مشتاق بحث و نقد و گفت و گوی نکته سنجانه و منتقدانه هستم البته با کسی که حال و فکر و ظرفیتش را داشته باشد و تفکر مداربسته نداشته باشد . به این دنیای مجازی هم بسیار علاقه مندم و آن را پنجره های تنفس در دنیای واقعی می دانم . خانواده خوبی دارم . همه دلمشغولی های علمی و فکری داریم . می گوییم و می خندیم و گاهی با هم می گرییم . گاهی با هم بحث می کنیم . نانی می خوریم و شکر خدایی را به جا می آوریم که همه هستی ما از اوست . با همه تنبلی ها و بدیهایی که ما را احاطه کرده ، خدای خوب همیشه به فکر ماست و شبها که ما می خوابیم چشمان همیشه بیدارش نظاره گر ماست . فکر می کنم که از ته دل همه انسان ها در همه نقاط دنيا دريچه اي به سوی منطق و عشق و پاکی و خدای خوب باز می شود و می توانیم آنجا همه با هم قرار بگذاریم و حرف های همدیگر را خوب بفهمیم . شیفته و شایق کسی هستم که چیزی برای گفتن داشته باشد و دل پاکی داشته باشد و بتوان رایحه حیات را از نفس او حس کرد و زندگی آموخت و خوشبختانه همیشه در کنار خود کسانی را دارم که بتوانم از فکرشان بهره ببرم ...