همه اقوام و ملل مي توانند از هم درس اخلاق ياد بگيرند
اول : شکی نیست که همه جای دنیا کمابیش انسان های خوب و خوش فکری پیدا می شود که دل پاک و فطرت خدادی شان هنوز زنده و فعال باشد و عنایت و هدایت و رحمت الهی تنها شامل حال ما چند تن در این جا و آنجا نیست و تنها ما بندگان خوب خدا نیستیم و خدا در چهار گوشه جهان و در کرانه های دریاها و پیچاپیچ راه باریکه های کوهستانی و در گوشه های بی نام و نشان جغرافیای جهان و مناطق دور افتاده آبادی ها و جنگل ها بندگان دلپسند و تلاشگر و برگزیده ای دارد . همان طور که در جامعه ای مردان الهی برای ماموریت های آسمانی گسیل می شوند (و ان من امه الا خلا فیها نذیر.... و آیه : انما انت منذر و لکل قوم هاد ) .
دوم: آدم ها و جامعه ها مجموعه خوبی ها و بدیهایند و می توان بر خوبی ها تمرکز کرد و دنبال خوبی های آنان رفت و نمونه های زیبایی از خوبی ها را یافت و اگر با منطق حق سازگار باشد بدان عمل کرد . مخصوصا که گاهی این رفتارهای خوب به صورت سنت های زیبا و خداپسنداند و خیرخواهانه و سودمند به حال عموم بشر در آمده باشد .
سوم : حتی اگر دیگران را بی ادب و فاقد اخلاق و شخصیت انسانی فرض کنیم ، از بی ادبان هم می توان ادب آموخت . بدان هم در دراز مدت آینه خیلی خوبی برای دیدن ویرانه های حاصل از فقدان شرافت و صداقت و طهارت انسانی اند .
از کودکی همیشه با کتاب و مجله مانوس بودم . آن زمان دوست داشتم همه کتاب های دنیا را بخوانم ولي معناي خيلي از كلمات را نمي دانستم . علاقه داشتم معلم شوم و اکنون عضو هیات علمی دانشگاهم ؛ ولی از کلمه استاد خوشم نمی آید ؛ فکر می کنم که استاد وصف کسی مثل حضرت عیسی است که در انجیل حواریون از او به عنوان استاد یاد می کنند . تصور می کنم این نام ها و همه عناوین و القاب رایج دیگر سرگرمی و دلخوش کنک آدم های کوچک است و آدم ها با دلبستگی و سرگرمی به این عناوین وقت خود را تلف می کنند و دچار رکود و رسوب فکری و روحی می شوند . دوست دارم بنشینم و چالش های فکری را نظاره کنم و مشتاق بحث و نقد و گفت و گوی نکته سنجانه و منتقدانه هستم البته با کسی که حال و فکر و ظرفیتش را داشته باشد و تفکر مداربسته نداشته باشد . به این دنیای مجازی هم بسیار علاقه مندم و آن را پنجره های تنفس در دنیای واقعی می دانم . خانواده خوبی دارم . همه دلمشغولی های علمی و فکری داریم . می گوییم و می خندیم و گاهی با هم می گرییم . گاهی با هم بحث می کنیم . نانی می خوریم و شکر خدایی را به جا می آوریم که همه هستی ما از اوست . با همه تنبلی ها و بدیهایی که ما را احاطه کرده ، خدای خوب همیشه به فکر ماست و شبها که ما می خوابیم چشمان همیشه بیدارش نظاره گر ماست . فکر می کنم که از ته دل همه انسان ها در همه نقاط دنيا دريچه اي به سوی منطق و عشق و پاکی و خدای خوب باز می شود و می توانیم آنجا همه با هم قرار بگذاریم و حرف های همدیگر را خوب بفهمیم . شیفته و شایق کسی هستم که چیزی برای گفتن داشته باشد و دل پاکی داشته باشد و بتوان رایحه حیات را از نفس او حس کرد و زندگی آموخت و خوشبختانه همیشه در کنار خود کسانی را دارم که بتوانم از فکرشان بهره ببرم ...