همه اقوام و ملل مي توانند از هم درس اخلاق ياد بگيرند
اول : شکی نیست که همه جای دنیا کمابیش انسان های خوب و خوش فکری پیدا می شود که دل پاک و فطرت خدادی شان هنوز زنده و فعال باشد و عنایت و هدایت و رحمت الهی تنها شامل حال ما چند تن در این جا و آنجا نیست و تنها ما بندگان خوب خدا نیستیم و خدا در چهار گوشه جهان و در کرانه های دریاها و پیچاپیچ راه باریکه های کوهستانی و در گوشه های بی نام و نشان جغرافیای جهان و مناطق دور افتاده آبادی ها و جنگل ها بندگان دلپسند و تلاشگر و برگزیده ای دارد . همان طور که در جامعه ای مردان الهی برای ماموریت های آسمانی گسیل می شوند (و ان من امه الا خلا فیها نذیر.... و آیه : انما انت منذر و لکل قوم هاد ) .
دوم: آدم ها و جامعه ها مجموعه خوبی ها و بدیهایند و می توان بر خوبی ها تمرکز کرد و دنبال خوبی های آنان رفت و نمونه های زیبایی از خوبی ها را یافت و اگر با منطق حق سازگار باشد بدان عمل کرد . مخصوصا که گاهی این رفتارهای خوب به صورت سنت های زیبا و خداپسنداند و خیرخواهانه و سودمند به حال عموم بشر در آمده باشد .
سوم : حتی اگر دیگران را بی ادب و فاقد اخلاق و شخصیت انسانی فرض کنیم ، از بی ادبان هم می توان ادب آموخت . بدان هم در دراز مدت آینه خیلی خوبی برای دیدن ویرانه های حاصل از فقدان شرافت و صداقت و طهارت انسانی اند .
چهارم : طبق یک تحلیل ، برخی اصول اخلاقی مانند عدالت و عفاف و صداقت و .... یا واقعيات و مصالح و مفاسد اخلاقي فراتر از دین است و دين با آنها مطابقت مي يابد . نيز مي توان در چارچوب اسلام به يك سلسله اصول انساني و اخلاقي مشترك بين اديان و نیز خردمندان جهان معتقد گشت . طبق همين ديدگاه ها ، می توان حتی از افراد فاقد دین هم انتظار رفتارهای اخلاقی داشت و یا در میان آنان رفتارهای اخلاقی یافت . نظیر پیمان حلف الفضول پیامبر با مشرکان مبنی بر یاری ستمدیدگان . یا سخن امام حسین (ع) که به نیروهای ابن زیاد فرمود : اگر دین ندارید آزادمرد باشید . یعنی انتظار می رود اگر آنان به اصول دیانت عمل نمی کنند و انتظار عمل دینی از آنان نمی رود ، دست کم می توان انتظار داشت که با مردانگی و مروت با دشمن خود برخورد کنند .
پنجم : زندگی روزمره ما و مردم ما و از جمله هنرمندان و فیلم سازان ما فاصله زیادی دارد با منابع عظیم ما و الگوهای بزرگ اخلاقی دین و آیین ما و سفارش ها و تعالیم بسیار وسیع و غنی اخلاق اسلامی از سیره و سنت انبیا و اولیا و اهل بیت عصمت و طهارت . پس به محض این که کسی از کوتاهی های ما در امور اخلاقی انتقادی کرد ، فوری خودمان را به منابع دینی و عرفانی نچسبانیم و از آنها مایه نگذاریم و نگوییم « من آنم که رستم بود پهلوان» و هیچ وقت تئوری را با عمل و آرمان ها و حقایق جاودانه را با واقعیات موجود و مقطعی مخلوط نکنیم و تنبلی ها و کارهای غلط غیراخلاقی و واقعی خود را با تاریخ گذشته و آرمان های بلند توجیه نکنیم . البته از آن طرف بام هم نیفتیم و فکر غلط به سرمان نزند که ما ایرانی ها يا مسلمان ها آدم های خیلی بدی هستیم و همه مردم دنیا خوب و خوش اخلاق و درستکار و باصداقتند و ما به کلی از اخلاقیات تهی هستیم و دیگران سرشار از شرافت و نجابت و شجاعت و درستی اند که این هم خودش نوعی جدال بیهوده با خویشتن و خود ویرانگری و بیگانه پرستی است و انکار ماجراهای آشکار فساد اخلاقی و جنسی و ظلم های علنی جوامع و ممالک دیگر و مردمان در چهار گوشه دنیای شرق و غرب .
شاخ گل هر جا كه رويد هم گل است خم مل هر جا كه جوشد هم مل است
گر زمغرب برزند خورشيد سر عين خورشيد است ني چيز دگر
هر كه گويد جمله حق اند ، احمقي است هر كه گويد جمله باطل ، او شقي است
در زمانه هیچ زهر و قند نیست که یکی را پا دگر را بند نیست
ششم : نه همه عوامل ، ولی مطمئنا یکی از عوامل نفوذ و تاثیرگذاری یک فرهنگ بر فرهنگ های دیگر ، ابعاد زیبا و سازنده تعهدات اخلاقی و حساسیت های مثبت و تلاش های مردم آن فرهنگ نسبت به اخلاق و فضیلت ها و سنت های خیرخواهانه و نیکوی الهی و انسانی است . این یکی از رازهای ماندگاری فرهنگ ها و تمدن ها در تاریخ است . به تعبیر قرآن حقیقت سودمند و ماندگار است و باطل پوچ و بی مصرف و نهایتا نابودشدنی و فراموش شدنی .
هفتم : هیچ جامعه ای و قوم و گروهی ، برای همیشه و به طور مطلق ، آینه و مجسمه کمالات نیست (انبیا و معصومین از این جرگه مستثنایند ) و همه جوامع بشری در مسیر مکارم و فضایل ، در مسابقه ای بزرگ با یکدیگر شرکت دارند و خداوند متعال با هیچ گروهی عهد و پیمان خصوصی بی قید و شرط و ازلی منعقد نکرده است و به تعبیر قرآن ، اگر گروهی از آیین حق و فضیلت روی گردان شود ، خداوند گروه های دیگری را جایگزین آنان خواهد کرد که با عشق تمام و همه توش وتوان در راه خوبی ها گام بردارند (یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یات الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة علی المومنین اعزة علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم ) و به تعبیر علی (ع) مبادا دیگران در فضیلت های اخلاقی و قرآنی بر ما سبقت بگیرند (الله الله فی القران لایسبقنکم بالعمل به غیرکم) . به همین جهت می توان هر فرد یا جامعه ای را با افراد و جوامع دیگر در عمل به مکارم والای اخلاقی و یا تعالیم قرآنی مقایسه کرد و به هر یک امتیازی داد .
هشتم : وقتی ضمن مقایسه ، در زمینه خاصی از فضایل اخلاقی ، از جامعه ای یا کشوری و حتی شهر یا آبادیی در شرق و یا غرب نسبت به جوامع و مناطق دیگر ستایش شود ، این بدان معنا نیست که آن جامعه یا کشور و همه مردمانش در همه ادوار تاریخ و در همه زمینه ها الگوی کامل و ضرب المثل اخلاق و مجسمه فضیلت اند . موازین و معیارهای اخلاقی مطلق اند ولی عملکرد افراد طبق قوانین اخلاقی نسبی است و همیشه نمره بیست نمی گیرد و کسانی که خود را بهترین می دانند ممکن است به خاطر همین عقیده (ما بهترینیم ) جزو بهتران نباشند . چون خودپسندی کاری اخلاقی نیست و افراد و جوامع از خود راضی منتقدان و مخالفان بسیار دارند . به تعبير قرآن كريم ، به دليل خودشيفتگي غریزی همه اقوام و ملل ، هر قوم و ملتي به عادات و علايق و سنن و فكر و فرهنگ و ميراث خويش ، عشق و دلبستگي متعصبانه و متصلبانه دارند : « كل حزب بما لديهم فرحون » به همين دليل گاهي برخي اقوام و ملل بسيار زيانكارند و زندگي بي حاصلي دارند ولي خود را بهترين مردم جهان مي دانند : « قل هل ننبئكم بالاخسرين أعمالا - الذين ضل سعيهم فى الحياة الدنيا و هم يحسبون انهم يحسنون صنعاً»
نهم : مخاطب تعالیم اخلاقی اسلام « امت اسلامی » و آراستگان به فضیلت اخلاق دینی و سنت نبوی است که مرز جغرافیایی ندارد و هر جا اهل باوری باشد که رسالت محمد(ص) را به قلب و دست و زبان پذیرفته باشد ، در هر جای دنیا و در هر شهر و دهی که باشد در میان ملت کفر یا آبادی مسلمان نشین ، در قلب امت اسلامی قرار دارد و اگر به اخلاق محمدی آراسته باشد ، پرچم محمدیان و اسلامیان را در دست دارد . چه ایرانی چه افغانی چه اسپانیایی چه آلبانیایی و یا کانادایی و روسی یا امریکایی ..... معنای حب الوطن من الایمان هم همان وطن عقیدتی و آرمانی و انسانی است :
این وطن مصر و عراق و شام نیست این وطن شهری است کو را نام نیست
همچنین حب الوطن باشد درست تو وطن بشناس ای خواجه نخست
از دم حب الوطن بگذر، مایست که وطن آنسوست جان، این سوی نیست
گر وطن خواهی گذر آن سوی شط این حدیث راست را کم خوان غلط
از کودکی همیشه با کتاب و مجله مانوس بودم . آن زمان دوست داشتم همه کتاب های دنیا را بخوانم ولي معناي خيلي از كلمات را نمي دانستم . علاقه داشتم معلم شوم و اکنون عضو هیات علمی دانشگاهم ؛ ولی از کلمه استاد خوشم نمی آید ؛ فکر می کنم که استاد وصف کسی مثل حضرت عیسی است که در انجیل حواریون از او به عنوان استاد یاد می کنند . تصور می کنم این نام ها و همه عناوین و القاب رایج دیگر سرگرمی و دلخوش کنک آدم های کوچک است و آدم ها با دلبستگی و سرگرمی به این عناوین وقت خود را تلف می کنند و دچار رکود و رسوب فکری و روحی می شوند . دوست دارم بنشینم و چالش های فکری را نظاره کنم و مشتاق بحث و نقد و گفت و گوی نکته سنجانه و منتقدانه هستم البته با کسی که حال و فکر و ظرفیتش را داشته باشد و تفکر مداربسته نداشته باشد . به این دنیای مجازی هم بسیار علاقه مندم و آن را پنجره های تنفس در دنیای واقعی می دانم . خانواده خوبی دارم . همه دلمشغولی های علمی و فکری داریم . می گوییم و می خندیم و گاهی با هم می گرییم . گاهی با هم بحث می کنیم . نانی می خوریم و شکر خدایی را به جا می آوریم که همه هستی ما از اوست . با همه تنبلی ها و بدیهایی که ما را احاطه کرده ، خدای خوب همیشه به فکر ماست و شبها که ما می خوابیم چشمان همیشه بیدارش نظاره گر ماست . فکر می کنم که از ته دل همه انسان ها در همه نقاط دنيا دريچه اي به سوی منطق و عشق و پاکی و خدای خوب باز می شود و می توانیم آنجا همه با هم قرار بگذاریم و حرف های همدیگر را خوب بفهمیم . شیفته و شایق کسی هستم که چیزی برای گفتن داشته باشد و دل پاکی داشته باشد و بتوان رایحه حیات را از نفس او حس کرد و زندگی آموخت و خوشبختانه همیشه در کنار خود کسانی را دارم که بتوانم از فکرشان بهره ببرم ...