· یکی از بزرگ ترین گناهان بشر ، طلبکار دیدن خود نزد
خدا و بندگان اوست ؛ در حالی که همه ما از هر جهت انسان ضعیف و ناقص و ناتوانی هستیم با کارهایی ناقص تر از خود و از هر جهت نیازمند درگاه خدای بزرگی هستیم که هیچ نقطه ضعفی ندارد و از هر حیث بی نیاز و مورد تقدیس و ستایش کائنات است : انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید
·
نمونه های این طلبکاری از خدا زیاد است :
مانند :
· منت گذاشتنبه خدا و فرشتگان و خلق الله به خاطر دینداری سطحی و ناقص خود ؛ در حالی که همه حالات و اتفاقات و تحولات خوب زندگی ما از الطاف الهی است : لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُم بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلايمَان
· متهم کردن خداوند متعال در تقدیرها و برنامه
هایش ؛ در حالی که این تقدیرات بسیار دقیق و حساب شده است و از طرفی حکیمانه است و با همه افکار و اعمال خوب و بد انسان ها ارتباط دارد : ذلک
تقدیر العزیز العلیم - و خداوند از این پندارهای توخالی و غلط پیراسته است : سبحانه و تعالى
عمّا يقولون علوّا كبيرا
· بدگمانی به رحمت و محبت الهی و عنایات
خاص او ؛ در حالی که این بدگمانان اسیر و زندانی و گرفتار افکار پست خویش اند : الظانین بالله ظن السوء علیهم دائره السوء
· متهم کردن خدا به بی عدالتی ؛ در حالی که
خداوند به کوچک ترین گرفتاری و بدبختی یا خوشبختی بندگانش نیازی ندارد و همه بدبختی های انسان حاصل حماقت یا زرنگ بازی های خودخواهانه و حریصانه خود اوست : ان الله لا یظلم الناس شیئا و لکن الناس انفسهم یظلمون
·
متهم کردن خدا به بی اطلاعی از حق کشی ها و تبهکاری های زورگویان ؛ در حالی که خداوند ریز به ریز همه اعمال این بدکاران را زیر نظر دارد ولی عکس العمل کامل و جامع را به زمانی دردناک و تکان دهنده موکول کرده است : و لا تحسبن الله غافلا عما يعمل
الظالمون إنما يؤخرهم ليوم تشخص فيه الأبصار
· متهم کردن خدا به عنایات خاص به
ثروتمندان و قدرتمندان فاسد ؛ در حالی که اینان لذت زندگی و عشق و عاطفه و صداقت و صمیمیت را حس نمی کنند و غالبا این ثروت ها و قدرت ها آمیخته با دهها نوع فشار روانی و کشمکش های ویرانگر روحی و ناراحتی ها و دردهای بی درمان دنباله دار و بی فرجام است : فلا تعجبك أموالهم ولا
أولادهم إنما يريد الله ليعذبهم بها في الحياة الدنيا و تذهق انفسهم و هم کافرون (توبه 55) - بدبختی این قبیل اشراف در آن است که همه این دارایی ها را از الطاف ویژه الهی نسبت به شخص شخیص خود می دانند که به خاطر خوبی شان به آنان ارزانی شده در حالی که همه این شرایط آبستن اتفاقات سخت و آزمایش های دشواری است : فامّا الانسان اذا ما ابتله ربّه و اکرمه و
نعّمه فیقول ربّی اکرمن
· متهم کردن خدا به نشنیدن ناله ها و ندبه ها و بی اطلاعی از
نیازها و دردها؛ در حالی که خداوند از کوچک ترین سر و صداهای انسان ها و از کم ترین دعواهای زن و شوهری در خانه ای دور افتاده در گوشه شهری شلوغ بی اطلاع نیست : قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ
الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ
تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ - به همین سبب باید بر خدایی تکیه و توکل کرد که همه صداها را می شنود و به زیر و بم همه امور واقف است : وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ
السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
· متهم کردن خدا به عدم اجابت دعاهای سوزناک و متوالی
نیازمندان و دردمندان ؛ در حالی که خداوند می فرماید من به شما بسیار نزدیکم و خواسته هرکس را که واقعا مرا بخواند ( نه آن که بیهوده داد و قال کند ) اجابت می کنم : فانی قریب اجیب
دعوة الداع اذا دعان
· متهم کردن خدا به کوتاهی و سستی در کمک کردن بندگانش؛ بسیاری ناله و فریاد می کنند که کجاست یاری خدا و نظر لطف او پس چرا دست ما را نمی گیرد : متی نصر الله ؟ در
حالی که در لحظه لحظه زندگی از جانب خداوندهزاران کار بدیع و جمیل صادر می شود :کل یوم هو فی شان و در همان دم که چنین سخنانی می گویند دستشان در دست خداست و امکانات رهایی و نجات در دسترس و نزدیکی آنها : الا ان نصر الله قریب .
· متهم کردن خدا به فراموش کردن افراد ناتوان و درمانده و
نیازمند ؛ در حالی که خداوند دقیقا به احوال بندگانش واقف و حامی آنها است ؛ البته وسع و حالشان و توش و توانشان را هم خوب در نظر دارد : انه کان بعباده خبیرا بصیرا - الله لطیف بعباده یرزق من یشاء
· متهم کردن خدا به رها کردن انسان و جهان به حال خودش ؛ در
حالی که خداوند سکاندار خلقت و مدیر و مربی و حرکت دهنده و پیش برنده همه ذرات کائنات است و « رب السماوات و الارض و رب العالمین » است : قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْ . و هیچ کسی را لحظه ای به حال خود رها نکرده است : أیحسب الإنسان أن یترک سدی
· متهم کردن خدا به سپردن دنیا به شیاطین رنگارنگ و حقه باز و
سمج در حالی که شیاطین مخلوق و مامور خداوند هستند و این خداست که آنها را به طرف مغزها و قلب های فاسد می فرستد : انا ارسلنا الشیاطین علی الکافرین
· متهم کردن خدا به این که شیاطین را قدرتمند و حاکم بر جهان ساخته و فرشتگانش ناتوان و بی تاثیرند ؛ در حالی که خداوند می فرماید وسوسه ها و حقه بازی های شیطان بسیار ضعیف و بی ارزش و پوشالی و زوال پذیر است : ان کید الشیطان کان ضعیفا و این انسان های ضعیفند که سبب بزرگ نمایی جاذبه های شیطانی می شوند : ان کیدکن عظیما و فرشتگان از بدو تولد تا آخرین لحظه مرگ تا ابدیت ، همیشه همدم و همراه انسان و دوستان صمیمی ناپیدای او هستند و می گویند ما در کلیه مراحل زندگی همراه شما بوده ایم و هستیم : نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ فِي الْآخِرَةِ .
· بی تفاوت و بی عاطفه پنداشتن خداوند سبحان ؛ در
حالی که خداوند نسبت به همه مخلوقات و به ویژه بندگان نیازمند خود رئوف و ودود و رحمان و رحیم است : ان الله کان بکم رحیما ؛ و چنان با هرکس صمیمیت انحصاری و اختصاصی دارد که هرکس خیال می کند یک جهان است و یک خدا و همه مال اوست : چنان لطف او شامل هرتن است که هر بنده گوید خدای من است چنان کار هرکس به هم ساخته کــــه گویا به غیری نپرداخته
· متهم کردن خدا به ناتوانی و عدم دخالت در اتفاقات جهان و زندگی انسان ها و رها کردن جوامع بشری و جهان هستی به حال خودش؛ در حالی که همه عوالم ملک و ملکوت در چنگ قدرت اوست : َالسَّماوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ
بِيَمِينِهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ و دست خدا در همه امور عالم باز و فعال است : قالت اليهود يدالله مغلوله غلت ايديهم و لعنوا بما قالوا بل يداه مبسوطتان
· متهم کردن انسان و جهان به رهایی از خدا و فعالیت خودکار و اتوماتیک ؛ در حالی که تمام اتفاقات و موجودات الهی خدمتکار خداوندی است : ان کلُّ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
إِلَّا آتِي الرَّحْمَنِ عَبْداً و خداوند همه را با رحمت و حکمت و مشیت خود احاطه کرده است .
· دور دیدن دست خدا و معجزاتش از اتفاقات زندگی
؛ در حالی که خداوند می فرماید : در اطراف شما هزاران معجزه الهی اتفاق می افتد که کمترینش ماجرای اصحاب کهف است : ام حسبت ان اصحاب الكهف و الرقيم كانوا من اياتنا عجبا .
· و هیچ وقت خدا را در کنار خود حس نکردن ؛ در
حالی که خداوند می فرماید هرجا که بروید و کنار هر کس که بنشینید ، همان جا کنار شما هستم : هو معکم اینما کنتم - و هر جا توجه نورانی و الهی داشته باشید مرا خواهید دید : اینما تولوا فثم وجه الله .
· احساس کاذب و غرور آمیز خودکفایی کامل علمی و همه کاره دیدن
خویش در تحولات زندگی و جهان : انسان خیال می کند همه موفقیت و سلامت و سعادت او تنها به علوم بشری و تلاش های شخصی مربوط می شود و با غرور عجیبی می گوید : همه این زندگی باشکوه ساخته علم و دانش من است : انما اوتيته علي علم عندي ؛ در حالی که خداوند می فرماید اطلاعات علمی بشر در برابر علم و حکمت الهی و حقایق هستی قطراتی بیش نیست که در برابر آن اقیانوسی مواج قرار دارد : و ما اوتیتم من
العلم الا قلیلا
·
احساس کاذب ربوبیت و قدرت احاطه بر هستی ؛ گاهی به خاطر غرور ثروت و قدرت ، هوس خدایی در دل انسان سر می زند و ندا می دهد : انا
ربکم الاعلی ؛ در حالی که خداوند می فرماید انسان بسیار ضعیف و ناتوان است : خلق الانسان ضعیفا