از فوتبال انتخابات تا توکل بر خدا
1. انتخابات در نظام های مردم سالار یک رقابت هیجانی شبیه فوتبال است . هر گروهی با اشتیاق شدید دوست دارد که برنده بازی باشد ولی هیچ وقت نتیجه فوتبال از قبل کاملا قطعی و مشخص نیست و زیبایی و هیجان فوتبال به عنوان یک بازی هیجان انگیز جهانی در همین است . خود بازی لذتبخش است و البته برد در بازی هم همین طور ولی اگر قرار باشد اعضای هر تیمی که بازنده شد بروند خودکشی کنند یا به زمین و زمان بد بگویند و با همه قهر کنند که هیچ بازی فوتبالی شکل نمی گیرد . هیچ تیمی هم نیست که هرگز شکست نداشته باشد . البته تیم برنده هم همیشه به معنای بهترین تیم نیست .
2. در نگرش دینی بندگان خدا با بهترین شکل شور و مشورت و مقایسه و مطالعه کافی گزینه ای را انتخاب نموده و بعد با عزم راسخ آن را دنبال می کنند ولی نتیجه نهایی را به خدا واگذار می کنند (َ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد( غافر 44) و اینجا جای توکل و تفویض امر به خدا و راضی شدن به قضای الهی است و قطعا « درطریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست » . توکل بر خدا و راضی شدن به خواست الهی و واگذار کردن نتایج امور به پس از انجام کامل وظیفه و رسالت و تکلیف و نا امید نشدن از نتایج و روند امور , مهم ترین شرط دینداری و ایمان به همراه عشق و امید و تعهد و تقواست . وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلين ( آل عمران 159)
تدبیر کند بنده و تقدیر نداند تدبیر به تقدیر خداوند چه ماند
بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند حیلت بکند لیک خدایی بنداند
گامی دو چنان آید کو راست نهادست وان گاه که داند که کجاهاش کشاند
استیزه مکن مملکت عشق طلب کن کاین مملکتت از ملک الموت رهاند
شه را تو شکاری شو کم گیر شکاری کاشکار تو را باز اجل بازستاند
خامش کن و بگزین تو یکی جای قراری کان جا که گزینی ملک آن جات نشاند
3. رئیس جمهور آینده هر کس که باشد باید به این همه شور و شوق عظیم و انتظارات و انتقادات و مطالبات مردم توجه کامل داشته باشد و میلیون ها نفر که با شور و شوق خاصی به سایر کاندیداها رای داده اند چه به عنوان شهروندان کشور ما انسان هایی ارزشمند و سزاوار احترام هستند و چه به عنوان جماعت کثیری از مسلمین دل های امیدواری دارند که باید همه را جلب و جذب و راضی و امیدوار ساخت . کاندیدای ریاست جمهوری شاید قبلا به عنوان نماینده یک گروه و حزب و تشکیلات سیاسی مطرح باشد ولی بعد از انتخاب رئیس جمهور همه هست و باید نسبت به همه دلسوز و مهربان و خیرخواه و داری روحی بزرگ و با گذشت باشد و اسیر احساسات حزبی و جناحی نشود و تلاش برای تصفیه حساب و مچ گیری برای او و گروه حامیان او و طرد و رد کردن و بسیاری از مردم را برای همیشه از توجه به سیاست و حکومت منزجر و متنفر و بی تفاوت می سازد و از این رو , گناهی بسیار بزرگ و نابخشودنی است .
4.طرفداران سایر گروه ها و جناح ها هم که در انتخابات حضور و تلاش داشتند ولی کاندیدای آنها رای نیاورد با قصد خیرخواهی و انگیزه مثبت و سازنده و عشق و ایمان به آن کاندیدا توجه و عنایت داشتند و ادای وظیفه کرده اند و چه ببرند و چه ببازند « احدی الحسنیین » است و سرشار از اجر و ثواب الهی و نباید به دلیل این که کاندیدای آنها رای نیاورد بدبین و ناراحت و پژمرده شوند و خود را با کینه و نفرت و احساس دشمنی و بدبینی لبریز کنند و یا منزوی شوند و نسبت به سرنوشت جامعه و مردم بی تفاوت شوند بلکه باید از کاندیدای پیروز حمایت کنند تا با قوت قلب و اراده و تلاش بیشتر و بهتر به امور کشور بپردازد و اگر هم به نظرشان کارها و برنامه های او و حتی شخصیت او نارسایی ها و ایرادهایی دارد به او کمک کنند تا نقص هایش را رفع کند , وگرنه آنها هم خود را اسیر عقده ها و کینه های دور و دراز خواهند ساخت و خود و دیگران را فرسوده خواهند کرد و به جایی آسیب خواهند زد که مغز مدیریت جامعه و سیاست و فرهنگ و اقتصاد و آینده آنهاست . مثل این که در بدن یک شخص دست او ببیند در مغزش نارسایی یا فکر منفی وجود دارد یا آن طور که دوست دارد کار نمی کند با وارد آوردن ضرباتی به مغز بخواهد تلافی یا به خیال خود آن را درمان کند قطعا بعد از آسیب زدن به آن خودش را هم دچار نقص و ضعف خواهد کرد .
لینکها :
افکار عمومی دنیا "ایران"را چطور می بیند(+نقشه)
از کودکی همیشه با کتاب و مجله مانوس بودم . آن زمان دوست داشتم همه کتاب های دنیا را بخوانم ولي معناي خيلي از كلمات را نمي دانستم . علاقه داشتم معلم شوم و اکنون عضو هیات علمی دانشگاهم ؛ ولی از کلمه استاد خوشم نمی آید ؛ فکر می کنم که استاد وصف کسی مثل حضرت عیسی است که در انجیل حواریون از او به عنوان استاد یاد می کنند . تصور می کنم این نام ها و همه عناوین و القاب رایج دیگر سرگرمی و دلخوش کنک آدم های کوچک است و آدم ها با دلبستگی و سرگرمی به این عناوین وقت خود را تلف می کنند و دچار رکود و رسوب فکری و روحی می شوند . دوست دارم بنشینم و چالش های فکری را نظاره کنم و مشتاق بحث و نقد و گفت و گوی نکته سنجانه و منتقدانه هستم البته با کسی که حال و فکر و ظرفیتش را داشته باشد و تفکر مداربسته نداشته باشد . به این دنیای مجازی هم بسیار علاقه مندم و آن را پنجره های تنفس در دنیای واقعی می دانم . خانواده خوبی دارم . همه دلمشغولی های علمی و فکری داریم . می گوییم و می خندیم و گاهی با هم می گرییم . گاهی با هم بحث می کنیم . نانی می خوریم و شکر خدایی را به جا می آوریم که همه هستی ما از اوست . با همه تنبلی ها و بدیهایی که ما را احاطه کرده ، خدای خوب همیشه به فکر ماست و شبها که ما می خوابیم چشمان همیشه بیدارش نظاره گر ماست . فکر می کنم که از ته دل همه انسان ها در همه نقاط دنيا دريچه اي به سوی منطق و عشق و پاکی و خدای خوب باز می شود و می توانیم آنجا همه با هم قرار بگذاریم و حرف های همدیگر را خوب بفهمیم . شیفته و شایق کسی هستم که چیزی برای گفتن داشته باشد و دل پاکی داشته باشد و بتوان رایحه حیات را از نفس او حس کرد و زندگی آموخت و خوشبختانه همیشه در کنار خود کسانی را دارم که بتوانم از فکرشان بهره ببرم ...