حساسیت شغلی : افرادی هستند که اصول دین و جهان بینی و ایدئولوژی شان به شغل و کار و کسب شان وابسته است و با تغییر شغل ممکن است دین و مذهب و فلسفه زندگی شان تغییر کند . شخص روحانی ای را دیدم  که بعد از سال های متمادی لباس روحانیت را کنار گذاشته  و  در گوشه سوپرمارکت بزرگی جمعی را دور خود گرد آورده و با هم مشغول معرکه گیری و  شوخی های نامربوط و نقل جوک های آن چنانی بودند ؛ از سخنان صاحب سوپرمارکت معلوم بود که این پاتوق با نظم خاصی مستمرا ادامه دارد و به نوعی سنت و عادت شده است ؛  آنها مرا هم دعوت کردند که خودمانی باشم و به جمع شان بپیوندم ولی من عذری تراشیدم و به شوخی گفتم که این کارها در تخصص من نیست و آن جا را ترک کردم . همان لحظاتی که آنجا بودم تعجب کنان به وضع و حال آنان نگاه می کردم و بیشتر از همه از آن شخص روحانی متعجب بودم . او هم فوری از نگاه من احساس کرد اعتراض و انتقادی دارم  ، در توجیه این وضع و حال گفت من از کار اداری بازنشسته شده ام ! تعجبم بیشتر شد . چون فکر نمی کردم تعهد انسانی و مسئولیت اخلاقی مخصوصا رسالت روحانیت بازنشستگی داشته باشد . شبیه همین ماجرا را در باره یکی از مدیران باسابقه و سالها مدعی تعهد و تدین در شهرمان تکرار شد . او هم در سن و سالی بالا بعد از بازنشستگی ، طرز لباس و تیپ و قیافه خود و خانمش را مثل جوانان خوشگذران ساخته ، با هم به گشت و گذار مشغولند . آدم به یاد برخی یاران حضرت علی(ع) یا امام حسن (ع) می افتد که آخر عمری برای زندگی بهتر به معاویه پیوستند .