تفاوت ما و علی(ع)
حضرت علی(ع) سیاستش واضح و شفاف و صریح و قاطع بود و به خاطر دشمنان داخلی و خارجی ملاحظه کاری سیاسی نداشت و دو پهلو حرف نمی زد و با هیچ کس زد و بند نداشت و ملاحظه هیچ کسی را هم نمی کرد و کوچک ترین هراسی از هیچ جناحی نداشت ،ولی سیاست برای خیلی از ماها نان به نرخ روز خوردن و عوام فریبی کردن و با هرکس به گونه ای ساختن و همه روز رنگ عوض کردن است . دیدگاه های سیاسی ما هم همان منافع دوستان و همکاران ماست .
حضرت علی(ع) اهل معیار و منطق بود و جاذبه اش گسترده بود و محمد پسر ابوبکر فرمانده برجسته او بود و مسیحی و یهودی را هم جذب می کرد و تا روزگار ما هم چنان جذب می کند و دافعه اش هم مخصوص افراد خاص و منحصر به فرد بود ولی ما هرهری مسلکیم و جاذبه قابل توجهی نداریم ولی متقابلا سرشار از دافعه ایم و هنرمان دشمن تراشی بی دلیل از دوستان است و هرکس را به بهانه ای نا امید ساختن و منزوی کردن . ما برای مسلمانان و یاران علی جاذبه نداریم و فریادهای ما علیه دشمنان هم غالبا بلوف های توخالی است و تاثیری در دشمنان واقعی اسلام ندارد .
حضرت علی(ع) به شدت برمتملقان خود و کسانی که به احترام امیرمؤمنان و خلیفه برجسته جهان اسلام ، به دنبال او می دویدند ، نهیب می زد و آنان را نهی می کرد و ما به همه این افراد جایزه و پست و سمت می دهیم و آنها را بر ادامه کارهایشان تشویق می کنیم و از همه جا آدم جمع می کنیم تا ساعت ها در سالن منتظر ما بمانند و زیر دست و پا له شوند و برایمان هورا بکشند و کف بزنند .
حضرت علی(ع) بر بزرگترین طرفداران و عاشقان خود که احیانا مرتکب گناه و خطا و انحراف می شدند ، به طور علنی حد شرعی جاری می کرد و در مجازات دوستان و طرفداران سیاسی خود تخفیف و استثنا قائل نبود ولی اگر کسی از افراد گروه و جناح و قوم و خویش ما خیانتی بکند هزار نوع ماست مالی و حمایت قانونی می کنیم و اگر کسی حرف اضافی بزند ، تمام عالم و آدم و اسلام و مسلمین را به هم می ریزیم و ندای وا اسلاما و وامحمدا سر می دهیم .
حضرت علی(ع) فرماندار و استاندار و مامور خیانتکار خود را برکنار و مجازات می کند و می فرماید ببرید در بازار اهواز بگردانید و رسوایش کنید و به آن دیگری می نویسد که اگر خیانتت اثبات شود کمرت را خرد خواهم کرد ، به ابن عباس که بیت المال دست اندازی کرده بود می نویسد اگر دستم به تو برسد با شمشیر کیفرت خواهم کرد ؛ اما ما بیت المال را به هزار بهانه نزد دوستان و هم گروهی هایمان تقسیم می کنیم و جرات چنان برخوردهای علی(ع) را مطلقا نداریم ؛ چرا چون ممکن است استکبار جهانی و جناح مقابل ما سوء استفاده تبلیغاتی بکند و ممکن است آبروی اسلام و نظام اسلامی برود ؛ در حالی که اتفاقا همین کارها بیشتر آبروی اسلام و نظام را می برد و قطعا مجازات خائنین به حفظ حیثیت و اصالت و آبروی نظام کمک زیادی خواهد کرد .
حضرت علی(ع) هیچ وقت لی لی به لالای مخاطبان خود نمی گذاشت و هندوانه زیربغل شان نمی نهاد و همیشه با ناز و نوازش و افاده و تعریف و تحسین با آنها بر خورد نمی کرد ؛ بلکه خیلی وقت ها با تمام وجود بر سرشان فریاد می کشید و می گفت شما مردنمایان نامردی هستید ، جاهل آمده اید و گمراه خواهید رفت ؛ کاش شما را نمی دیدم و نمی شناختم ؛ فساد علنی شده و یکی تان کاری نمی کند ؛ اما ما همیشه مخاطبان مجلس و محفل خود را آن قدر تعریف و تمجید می کنیم که خیال کنند مسلمانان ناب و بی نظیر جهان اسلام هستند و هیچ وقت چیزی نمی گوییم که به آنان بر بخورد مبادا که مجلس ما خلوت شود یا کسی از دست ما برنجد .
حضرت علی(ع) ظاهر و باطنش یکی بود و زندگی دو گانه نداشت ولی ظاهر ما علوی و باطن ما ابوسفیانی است . همیشه شعار علی گویم علی جویم را سر می دهیم ولی سفره های ما همان سفره های معاویه است و بلکه به مراتب رنگین تر است . حضرت علی(ع) به فرماندارش عثمان بن حنیف نامه می نویسد و ملامت می کند که چرا به مهمانی تشریفاتی اعیان و اشراف رفته و فقرا را فراموش کرده ولی ما مطلقا فقرا و محرومین را نمی شناسیم و در خانه ها و مهمانی های خود آنان را راه نمی دهیم و تشریفات خانه و زندگی و ماشین و امکانات لوکس ما مطلقا با سیره علی(ع) هم خوانی ندارد . برخی از شخصیت های جامعه ما در زهد ریایی چنان غرق شده و زندگی دوگانه پیدا کرده اند که آدم بهت زده می شود . اینان خانه های دو طرفه درست کرده اند : یک طرف زاهدانه و عارفانه و موکت شده و بدون فرش و صندلی شبیه حسینیه ها و لایه و طرف دیگر خانه شان بسیار مجلل و شاهانه ! با همه امکانات عالی . یک ماشین ساده و حتی المقدور از بیت المال برای جامعه و یک ماشین لوکس و گرانقیمت برای زندگی خصوصی . بعید می دانم علی(ع) بر سر حوض کوثر ما را بشناسد و آن جاها ما را راه دهد . چون سنخیتی با مرام علی(ع) و آل علی نداریم . البته در شعار دادن چنان داغیم که امیرمؤمنان (ع)هم آن قدر داغ نبوده است . و هرکس ما را چنین داغ و هیجان زده ببیند ، خیال می کند تنها مسلمان و مؤمن واقعی عالم هستیم و از سلمان و ابوذر باتقواتریم .
دمکراسی حضرت علی(ع) و تحمل نظرات مخالفین در شرق و غرب نظیر ندارد ؛ خوارج در مسجد کوفه در کنار نماز جماعت علی(ع) جمع می شدند و شعار مرگ بر علی(ع) می دادند و او به هوادارانش می گفت با آنان کاری نداشته باشید و برای خود آیه قرآن را می خواند که کارهای سبکسرانه دیگران ایمان و یقین و شخصیت تو را سست و ضعیف نسازد . اما اگر برادر یا دوست و فامیل و همکار چندین و چند ساله مورد اعتماد ما کوچک ترین اختلاف نظر سیاسی با ما داشته باشد ، چنان او را طرد و محکوم می کنیم و مارک و لقب می چسبانیم که جرات نکند نزد دیگران کمر راست کند و آن قدر او را با شدت و حدت از خود می رانیم و سیاه می کنیم که هیچ پناهگاهی جز آغوش دشمنان کینه توز برایش باقی نماند . بعد خوشحالیم که آنان منافقانی سیه روزند که به کفار پیوسته اند ؛ در حالی که حداقل 50٪ انحراف آنان با زمینه سازی ما بوده است . اما هیچ وقت فکر نمی کنیم که اگر مرید علی هستیم ، چگونه است که علی(ع) ده قدم با یک یهودی راه می رفت او را به اسلام متمایل می ساخت ، اما دینداری ما چنان سطحی و ضعیف است که در تمام عمر خود نتوانسته ایم احدی را از کفر به اسلام بکشانیم .
حضرت علی(ع) سبکبار بود و جز شتری و زاد و راحله ای چیزی با خود نداشت و کل هزینه های زندگی اش به اندازه یک صدم زاهدترین فرد جامعه ما نمی شد ، ولی زندگی و امکانات و اموال و ولخرجی ها و رفاه زدگی های ما حد و مرزی ندارد و برخی از به ظاهر متدین ترین و شاخص ترین افراد جامعه ما ، پول پرست ترین افراد جامعه اند و کاری با دردمندان جامعه ندارند و علی(ع) را فقط در هیئت های مذهبی و شعر خوانی و با مقداری مرثیه و آه و ناله می شناسند و با علی(ع) واقعی در زندگی و کوچه و بازار به شدت دشمنند . این بزرگواران خانه هایی دارند که دهها اتاق دارد و یکی از اتاق هایشان می تواند یک زوج مستاجر نگون بخت و عصبی و درمانده و افسرده و زمینگیر شده را خوشبخت کند و سوار ماشین هایی می شوند که اگر یکی از آنها را بفروشند ، برای دهها نفر از عاشقان علی(ع) خانه و کاشانه ای تهیه می شود تا از بدبختی و آوارگی و تنهایی و فساد نجات یابند ؛ یا می توانند حد اقل نزدیک ترین فامیل متدین و فقیر و بدبخت شان را از زندگی ذلت بار و فلاکت بار رهایی دهند ولی هیهات !
حضرت علی(ع) وقتی کوچک ترین رفتار غیر اخلاقی را در گوشه جامعه می بیند از درد و ناراحتی به خود می پیچد و خوابش نمی برد و از بی تفاوتی مردم بر سرشان فریاد می کشد و به درگاه خدا شکوه می برد ، ولی برای ما مشکل اخلاقی و انحراف اخلاقی و فساد اخلاقی ، سرگرمی های خبری لذت بخش سایت ها و مجلات و محافل ماست و تجاوزهای دسته جمعی را هر روز در روزنامه ها می خوانیم و بزرگ ترین مفاسد اخلاقی را در چند قدمی خانه خود می بینیم و به جز آه و اوف بی ارزش و بی تاثیر ، نه حقیقتا از عمق وجودمان ناراحت می شویم و نه فریاد بر می آوریم و نه کاری می کنیم و همه مفاسد اخلاقی جامعه را کاملا علمی و سیاسی توجیه می کنیم و به گردن این جناح و آن جناح انداخته و بسیار طبیعی جلوه داده و خودمان را کاملا بی گناه نشان می دهیم و امر به معروف را بی احترامی به شخصیت دیگران می پنداریم و خیال می کنیم ناز همه افراد خوب و بد جامعه را کشیدن و مطلقا کاری به کار دیگران نداشتن و جامعه را به حال خود رها کردن ، همان مهر و رافت اسلامی و سعه صدر و روشنفکری است .
حضرت علی(ع) ما را برای خدا دوست داشت ، ولی ما علی را برای خودمان و دنیایمان و منافع مان دوست داریم : اریدکم لله و تریدوننی لانفسکم .
حضرت علی(ع) با جوانی برخورد می کندکه انحراف جنسی دارد ؛ او را تنبیه می کند و بعد دستور می هد از جیب دولت هزینه های ازدواج او را فراهم کنند ولی مدیران و مقدسان جامعه ما بر خلاف شعارهای ازدواج آسان ، غیر از کمی تا قسمتی آه و اندوه و ناله از وضع جامعه ، عملا هزاران سنگ جلوی پای جوانان می اندازند و آنان را غیر مستقیم به انحرافات اخلاقی سوق می دهند . کدام مؤمن امروزی حاضر است مثل حضرت لوط اعلام کند که آماده است دخترانش را به عقد هم جنس بازان در بیاورد و به آنان بگوید : «هولاء بناتی هن اطهر لکم » که مگر تا حدی در جامعه تب و تاب فساد جنسی و اخلاقی علنی و عمومی فروکش کند ؟ سهل است جوانان مجرد مؤمن و متدین و تحصیل کرده را که به خواستگاری دخترمان می آیند ، به دلیل نداشتن خانه و ماشین و شغل نان و آبدار به بدترین شکلی تحقیر و تمسخر می کنیم تا عملا به طرف انحرافات اخلاقی و جنسی ارزان و راحت کشیده شوند و کک مان هم نمی گزد که امروزه دین و اخلاق و زندگی به حراج گذاشته شده و به سرعت به ابتذال کشیده می شود و دنبال دامادهای کارخانه دار و میلیاردر هستیم و همه معیارهایمان پولی و مادی و ظاهری است و عملا توحید و توکل و ایمان و سنت نبوی جایی در زندگی مان ندارد و با این حال مدعی آنیم که علوی زندگی می کنیم و درد و داغ علی(ع) را بر دل داریم و در همه جلسات مذهبی از همه جلوتر می نشینیم و بیشتر از همه می گرییم ؛ اما حقیقتا مؤمن و کافر جامعه ما متاسفانه چنان در پول پرستی و ظاهر بینی و رفاه زدگی غرق شده اند که خود از آن خبر ندارند و کل حزب بما لدیهم فرحون ؛ والله العالم بحقائق الامور ؛ کفی بربک بذنوب عباده خبیرا بصیرا .
لینک ها :
این همان بازیگر محجبه درسریال مادرانه است/عکس
از کودکی همیشه با کتاب و مجله مانوس بودم . آن زمان دوست داشتم همه کتاب های دنیا را بخوانم ولي معناي خيلي از كلمات را نمي دانستم . علاقه داشتم معلم شوم و اکنون عضو هیات علمی دانشگاهم ؛ ولی از کلمه استاد خوشم نمی آید ؛ فکر می کنم که استاد وصف کسی مثل حضرت عیسی است که در انجیل حواریون از او به عنوان استاد یاد می کنند . تصور می کنم این نام ها و همه عناوین و القاب رایج دیگر سرگرمی و دلخوش کنک آدم های کوچک است و آدم ها با دلبستگی و سرگرمی به این عناوین وقت خود را تلف می کنند و دچار رکود و رسوب فکری و روحی می شوند . دوست دارم بنشینم و چالش های فکری را نظاره کنم و مشتاق بحث و نقد و گفت و گوی نکته سنجانه و منتقدانه هستم البته با کسی که حال و فکر و ظرفیتش را داشته باشد و تفکر مداربسته نداشته باشد . به این دنیای مجازی هم بسیار علاقه مندم و آن را پنجره های تنفس در دنیای واقعی می دانم . خانواده خوبی دارم . همه دلمشغولی های علمی و فکری داریم . می گوییم و می خندیم و گاهی با هم می گرییم . گاهی با هم بحث می کنیم . نانی می خوریم و شکر خدایی را به جا می آوریم که همه هستی ما از اوست . با همه تنبلی ها و بدیهایی که ما را احاطه کرده ، خدای خوب همیشه به فکر ماست و شبها که ما می خوابیم چشمان همیشه بیدارش نظاره گر ماست . فکر می کنم که از ته دل همه انسان ها در همه نقاط دنيا دريچه اي به سوی منطق و عشق و پاکی و خدای خوب باز می شود و می توانیم آنجا همه با هم قرار بگذاریم و حرف های همدیگر را خوب بفهمیم . شیفته و شایق کسی هستم که چیزی برای گفتن داشته باشد و دل پاکی داشته باشد و بتوان رایحه حیات را از نفس او حس کرد و زندگی آموخت و خوشبختانه همیشه در کنار خود کسانی را دارم که بتوانم از فکرشان بهره ببرم ...