نمی دانم کجا بودیم و از کجا آمدیم و چطور شد که به اینجا رسیدیم ولی این را می دانم که مدت هاست  خودمان را گم کرده ایم . برای خودمان سرگرمی ها و دلگرمی هایی درست کرده ایم که آنها را از  اوجب واجبات می دانیم ولی این کارها شاید فقط برای خودمان و دوستانمان خوشایند باشد ، اما ریشه و مایه و ثمره ای برای دین و فرهنگ  و آخرت و اخلاق ندارد و در دفاتر الهی ثبت نمی شود و مرضی حق تعالی نیست . آمارهایمان ، الهاکم التکاثر است و بسیاری از تلاش های مان هباء منثورا . لینظر کیف تعملون که فقط برای قرائت و تلاوت نیست برای تاکید بر محتوا و کیفیت کارهای ماست . اما ما با کمال افتخار  هر روز صدها کوزه قشنگ می سازیم که یکی اش دسته ندارد . کیفیت کارهایمان را فدای آمار و ارقام دهان پر کن ساخته ایم . از هر کار کوچک مان هزار گزارش تهیه می کنیم . کارهای خوب مان از همه انبیا و اولیا بیشتر به نظر می رسد . ماشاء الله چقدر کار خیر انجام داده ایم !   اما شاید لازم باشد به تعبیر یکی از مردان الهی از این قبیل  کارهای خوبمان توبه کنیم  . بیش از اندازه و بی جهت عزیز و بزرگ شده ایم . بیش از حد اسیر تشریفات و اسم و رسم ها و کارهای نمایشی گشته ایم  . سلسله مراتب اداری و پست سازمانی و امتیاز اجتماعی و تشریفات رسمی همه  باورهای ما را در هم ریخته است .

 ما دیگر آن انسان ساده و بی آلایش سالها قبل نیستیم و با همه رو در بایستی داریم و شجاعت حق گفتن و حق شنیدن را ازدست داده ایم و به شدت اهل ملاحظه کاری شده ایم  و این ها هم روز به روز ما را به بی خاصیتی بیشتر نزدیک تر می کند . جالب تر این که همین بی خاصیتی را هنر می دانیم و اسم آن را دقت و احتیاط و کیاست و سیاست یا نرمش و مدارا و حلم و حوصله و خوش خلقی می گذاریم .  

امروزه از دینداری به سخنرانی کردن یا گوش دادن به سخنرانی ها بسنده کرده ایم و خدمت به مردم و امر به معروف و ایجاد تحول در اخلاق و فرهنگ جامعه را با جلسات اداری و بخشنامه های اداری داخل یک اتاق اشتباه گرفته ایم . این است که ما به راه خود می رویم و جامعه و دیگران هم به راه خود می روند و چنان که بر همگان عیان است کنترل کارها از دست ما خارج شده و نمی دانیم سر نخ این کلاف سر در گم کجاست و هر روز دنبال افراد یا گروه های متهمی می گردیم تا همه کاسه کوزه ها را بر سر او بشکنیم و برای خود کارنامه ای پربارتر عرضه کنیم و چون فرشتگان پاک و معصوم بنماییم !

همیشه حرف باید حرف ما باشد . کارهای خوب را فقط ما باید انجام دهیم .  اما اگر دیگران همان کارها را بهتر از ما  انجام دهند بی فایده  و مضر و خلاف ادب و اخلاق است و نوعی جسارت نا بخشودنی و خیانت. البته اگر کارهای خوب دیگران به نام ما باشد اشکالی نخواهد داشت  .  احترام و ادب بی فایده و ظاهری و تملقات توخالی را خیلی دوست داریم . اما مگر ما که هستیم و چه هستیم .  گذر زمان ما را مثل خیلی های دیگر ادب خواهد کرد  . ماشین زمان ما را لابه لای چرخ های سنگین خود رام و آرام و خرد خواهد نمود . ما لحظه به لحظه در پله برقی زمان به سوی ابدیت و خدا و حضور اولیاء الهی و حساب و کتاب پیش می رویم . اما همه اینها را فراموش کرده ایم .

 هیچ وقت پیش معلم اخلاق نمی رویم و از هیچ کس و هیچ چیزی اندرز نمی گیریم اما به عالم و آدم درس می دهیم . درس اخلاق و معنویت را دوست داریم اما فقط به خاطر آن که دیگران را نصیحت کنیم . تواضع و گذشت و اخلاص و ایثار خوب است اما برای دیگران . انتقاد خوب است از دیگران . مرگ عبرت آموز است اما مرگ دیگران ! ما بیش از اندازه نگران آخرت دیگرانیم اما گویا خودمان از حساب و کتاب مبراییم .  ما از شاگرد شاگردان علی هم خیلی کوچک تریم ولی عملا خود را از مولا علی هم بزرگ تر می دانیم ؛ چون امیرالمؤمنین از در و دیوار درس می گرفت و از رهگذران می خواست او را موعظه کنند ولی بزرگ ترین سخنان تکان دهنده و حقایق تلخ عالم و آدم  در گوش ما باد هوا و بلکه زهر هلاهل است . به همین جهت بدیهی ترین بدیهیات را نادیده می گیریم . پیدا کنید شخص شجاع از جان گذشته ای را که جرات کند کوچک ترین حرف و حدیثی و نقد و ایرادی از کار ما و شخص شخیص ما بگیرد تا تمام عالم روی سرش هوار شود و تمام معایب و مفاسد اخلاق به او بچسبد و پرونده سیاهش چنان رو شود که یک روزه نزد همگان خوار و حقیر و رسوا و از هستی ساقط گردد .  

اسیر روابط اداری و سیاسی و تعارفات اجتماعی شده ایم . کارهای اداری را با کارهای الهی اشتباه می گیریم . ما روانشناس بزرگی هستیم که خود اسیر بیماری های روانی بغرنجی شده ایم و شرم داریم که به آنها اعتراف کنیم و همانند مدعیان بزرگ عرفان اندر خم کوچه پس کوچه های نفسانیت  و انانیت ، دچار  گرفتاری های عجیب و غریبی شده ایم و صراط مستقیم اخلاق و انسانیت را به همین سادگی گم کرده ایم . البته اگر پیش کودک یا نوجوان فهمیده ای برویم و درد خود را بگوییم شاید به سادگی راه خدا را به ما نشان بدهد . 

 فیلم بازی کردن را دوست داریم و همیشه بهترین و سنگین ترین نقش ها را انتخاب می کنیم . اما هیچ گاه نزد خدا روی ترازو نرفته ایم و وزن واقعی خود را نمی دانیم . در همین نزدیکی  ملکوت ، در خیمه ای نورانی ، پشت کوچه های نفسانیت ،‌ خودمان را  صادقانه به یکی از اولیای الهی و آیینه های رحمانی عرضه کنیم تا زندگی و باورها و سرمایه ها و بدهی ها و کرده ها و ناکرده هایمان را روی ترازو بگذارد و چهره واقعی مان را به ما نشان دهد . نمی دانم اگر زمانی فرا رسد که با شخصیت واقعی حضرت علی نه بلکه با امام حسین نه بلکه با همان جون غلام سیاه پوست امام حسین یا آن شهدای چهارده پانزده ساله جنگ  (که روح شان از عرفای هفتاد ساله بزرگ تر بود )‌ رو به رو شویم چه حرفی برای گفتن خواهیم داشت و چه کار ارزشمندی  خواهیم داشت که قابل عرضه کردن باشد .

از آدم های بد و کارهای بد و اتفاقات غیر اخلاقی به ظاهر حال مان به هم می خورد و از این و آن ابراز تنفر می کنیم و به باعث و بانی این قضایا لعن و نفرین می فرستیم و فراموش می کنیم که این قضایا از سهل انگاری و کوتاهی خودمان بوده وگرنه برخی از این قضایا با اعتماد نابجا و سادگی ما شکل گرفته و گروهی از مفسدان ظاهر الصلاح خوش خط و خال با حمایت ما به این افتضاحات دست زده اند و بسیاری از گنهکاران و منحرفان ما هم نه آن چنان که فکر می کنیم بد ذاتند و نه ما در حد مطلوب توانسته ایم برای آنان جاذبه شیرین و تحول آفرین فضایل و رنگ و نشان بزرگواری و صداقت و جوانمردی را نشان دهیم  . آنان از سر کم کاری و بی توجهی و بی تفاوتی ما و مشکلات  و گرفتاری های بسیار پیچیده و نیازهای طبیعی خودشان که باید ما به موقع برایش فکری می کردیم به این روز افتاده اند . آنان در فضایی که ما برایشان مهیا کرده ایم به این بیماری ها مبتلا شده اند . ما اگر واقعا خوب باشیم باز هم باید بیشتر خودمان را ملامت کنیم تا آنان را . ما کجا چون پیامبر خانه به خانه دنبال بیماران رفته ایم ؟ چقدر در برابر گنهکاران حلم و حوصله و دلسوزی داشته ایم و چقدر بیهوده و با بزرگمنشی آنان را شماتت کرده و زخم زبان زده و توهین و تحقیر کرده ایم . برای روش های غلط و کارهای ضعیف و بی اثر خودمان هم  هزار نوع عذر و بهانه می آوریم و توجیهات واهی می تراشیم ولی نزد وجدان خود شرمنده ایم .  ما همیشه خواسته ایم با جاذبه قدرت و قدرت نمایی و عناوین برجسته خودمان و زور حرافی در جلسات  ، مشکلات و بیماری های اجتماعی و فرهنگی را حل کنیم اما بیماری ها و انحرافات که با سخنرانی به وجود نیامده که با این حرف و حدیث ها از بین برود . 

زمانی را به یاد آوریم که هیچ امکاناتی نداشتیم و خیلی با انگیزه تر و جدی تر از اکنون کار می کردیم . شاید همین ابزارها و امکانات و شلوغی رسانه ها حجاب راه مان شده و حتی ذوق و استعدادهایمان را به بیراهه برده یا دچار رخوت و رکود ساخته و فلج کرده است . آن زمان که کسی ما را نمی شناخت از افرادی مثل خودمان چه انتظاری داشتیم و به این قبیل افراد چطور نگاه می کردیم ؟ اکنون نیز همان گونه باشیم و همان گونه کار کنیم ؛ وگرنه نگاه های تند و تیزتری در انتظارمان خواهد بود . 

مدتی از نقش ها و نمایش ها و عناوین ساختگی و فضاهای تصنعی پیرامون خود بیرون بیاییم .کمی با خودمان خلوت کنیم . خودمان باشیم . صدق و صفا را تمرین کنیم .  نقش بازی نکنیم . فیلم های قبلی مان نخ نما و بی مزه شده اند . روزی از همین روزهای آینده خبرنگاران و عکاسان و مریدان و کف زنان و آفرین گویان و جوسازان ، بساط خود را از اطراف ما جمع کرده دنبال خود و سرنوشت خود خواهند رفت و چهره واقعی مان در آیینه وجودمان و هم در برابر آیینه داران الهی آشکار خواهد شد . یعنی همانی که هستیم خواهیم شد . پس همان باشیم و برای خدا و اولیای خدا فیلم بازی نکنیم . هنرپیشه های مشهور هم در زندگی واقعی خود نمی توانند فیلم بازی کنند ؛ چرا ما چنین کار جسورانه ای بکنیم . اما ، ما می توانیم بی آن که هنرپیشه باشیم ، نقش واقعی خودمان را بازی کنیم ؛ ولی برای خدا و در محضر اولیای الهی فیلم بازی نکنیم : 

                                          


لینک ها : 

موشک های دوربرد سوریه نیروگاه اتمی دیمونا را نشانه گرفته اند

مناطق حیاتی عربستان در تیررس موشک های دمشق

وضع و حال اساتید دانشگاه علامه به روایت شریعتی 

عرضه‎ی تابوت‎ بلندگودار 100 میلیون تومانی! + عکس

از نعلین تا دندان و تار موی پیامبر (ص) +عکس

سخنرانی های حجت الاسلام ایزدخواه 

مرگ شیرین زوج عاشق +عکس

کار شایسته دختر جوان آمریکایی+ تصاویر

دانلود مستند یاجوج و ماجوج 

عکس هلاک شدگان پادگان اشرف

تفسیر آیه قل اعملوا فسیری الله عملکم   تفسیر دوم    تفسیر سوم    در المیزان  در نمونه

مهریه : رونویسی از شاهنامه فردوسی 

بیش از 3000 ماده شیمیایی در ادرار

آیا بدحجاب ها زیباتر هستند؟

آیا امام زاده بیژن وجود دارد ؟ 

تهدید به "تجاوز به دختر اوباما" در صورت حمله به سوریه!

مظلوم ترین خانواده شیعی ایران/ غریب ترین حسینیه جهان+تصاویر

متن سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه لو رفت (طنز)