تبليغاتX
شراره ها و شکوفه ها - هنر خودکشی نکردن
  يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ..... لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كانَ بِكُمْ رَحيمًا‌‍  

       اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خودتان را مكشيد زيرا خدا همواره با شما مهربان است

                                                                    ( نساء 29 ).

 

 

امام صادق (ع) خطاب به جابر بن حيان: افرادی که خودکشی می‌کنند ایمان مذهبی ندارند و من یقین دارم که تو تا امروز یک مسلمان با ایمان را ندیده‌ای که انتحار کرده باشد، مسلمان ممکن است در میدان جهاد کشته شود، ولی دست به خون خود نمی‌آلاید.

بالاترين آمار خودکشي ها‌ در جهان

     ماندن و خوب زیستن و تحمل مشکلات و دردهای شدید ، شرط اساسی ایمان و اعتقاد راسخ به خداوند و وعده های الهی و باور به ظرفیت بالای انسان برای ساختن زندگی است . با این حال ، فکر خودکشی کمی تا قسمتی در ذهن بعضی ها هست .

    خودکشی در فضای خالی اتفاق نمی افتد و علل فراوانی دارد ، ولی هر چه باشد مسئول نهایی خودکشی خود شخص است . هرچند که دیگران هم به اندازه خود و جداگانه به خاطر نقش و تاثیری که در خودکشی فرد دارند ، مجازات الهی و عذاب وجدان دنیوی خواهند داشت . اما محال است  که خودکشی از سر عقل و اراده و ایمان و قدرت و شجاعت و صداقت باشد . چرا که بالاخره یک قتل و جنایت است و مثل هر جنایت  دیگری پست و منفور است و چون خود فرد با زرنگی و مظلوم نمایی قاتل و مقتول خویش است ، امری مقدس و معصومانه نخواهد بود .

   خودکشی مجازات اعدامی است که شخص برای خودش صادر کرده است .  با خودکشی به جای حل مساله و مشکل صورت مساله پاک می شود و به ظاهر راحت ترین کار (!) که البته بدترین و خشونت آمیزترین و احمقانه ترین و عجولانه ترین کار هم هست ، انتخاب می شود .

    هیچ حیوانی حتی یک مورچه یا سوسک تن به خودکشی نمی دهد و کرم خاکی حتی اگر دو نیم شود دو حیات مستقل می یابد . سوسک اگر سرش له شود تا ده روز برای زندگی اش تلاش می کند ولی چون بی سر ادامه حیات ممکن نیست سرانجام می میرد . چرا باید انسانی که می تواند دنیا را هر طور خواست بسازد و  هزار راه نرفته در پیش دارد و صدها گزینه و انتخاب های متنوع دیگر پیش چشمانش هست ، دست به خودکشی بزند ؟   خودکشی دلفین ها هم  قصه دیگری دارد و به مشکلات زیست محیطی مربوط می شود و تازه چه ربطی دارد به خودکشی انسان ها ؟

    می گویند « من خودکشی می کنم پس هستم » یا می خواهم با خود کشی حقانیت و بی گناهی ام را اثبات کنم یا روی گناهانم سرپوش می گذارم و مظلوم نمایی می کنم ؛ ولی ضرب المثلی می گوید « دنیا پس مرگ من چه دریا چه سراب » . وقتی من به جهنم رفته ام و دیگر نیستم ، احساس گناه و عذاب دیگران و اشک و آه و حسرت و مجلس عزای آنان به چه درد من خواهد خورد . مخصوصا که خودکشی جنایت و بلکه بدترین جنایت ها است ؛ چون شخص عزیزترین کس خود را که خودش باشد به قتل می رساند .

      تاثیر دعا و مجلس ترحیم های دلخوش کنک هم برای این قبیل افراد مثل این می ماند که آدم سوخته و خاکستر شده ای را باد بزنند تا کمی خنک شود . یا پس از غرق شدن و مردن شخصی بنشینند به جنازه پوسیده اش دلداری بدهند یا قلقلکش بدهند و برایش جوک بگویند تا از افسردگی درآید .

      آدم هایی که خودکشی می کنند دو دسته اند : برخی خودشان را تفاله های اضافی جامعه می دانند و با خودکشی کار نظافتچی محل را انجام می دهند و دسته دیگر آدم های خوبی که خوبی ها را مچاله کردند و به خویشتن رحم نکردند و دیگر خوب نیستند . چون همان آدم های شریف و لطیف توانستند به خوبی نقش جلاد و دژخیم را بازی کنند و فاجعه ای بزرگ از خود به یادگار گذارند که نه سزاوار ترحم بلکه مستحق نفرین ابدی است . آری خشم و ناراحتی جنون آمیز و نادانی و حماقت و کم ظرفیتی و زیستن در لجنزار و آلودگی به قمار و فساد و مواد مخدر و ذهن و روح تاریک و عذاب وجدان ناشی از گناهان کثیف ، ارمغانی بهتر این نمی تواند داشته باشد .....  

 

                                  

                                                    لینکهای مربوط به خودکشی :  

                                                      لینکهای برگزیده دیگر :

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 14:0 توسط کریم جباری| |