ü همه آيات براي همگان نازل شده اند اما همه آيات براي يك تن خاص نيستند و بايد با مرور آيات قرآن آياتي را بيابيم كه در گوش جانمان طنين انداز است و مخاطب خاصش شخص من يا شماست و دل و جان ما هم بر اين امر گواهي خواهد داد كه مقصود من و توييم .
ü اگر بتوانيم عميقا به محتواي يك يا چند آيه برسيم و ظرايف و دقايقش را خوب و آگاهانه و مسئوليت شناسانه درك كنيم و به عملياتي كردنش بينديشيم ، كار بزرگي كرده ايم که هزار ختم قرآن با آن برابری نمی کند .
ü ماندن بيش از حد روي الفاظ قرآن و اشتغال به ضمه و فتحه آن و يا سرگرمي بيش از اندازه به علایم تجویدی و صوت و لحن پر آب و تاب و حرفه اي ، سبب غفلت عظيمي از حقايق و معاني و مقاصد و اهداف قرآن كريم است .( به تعبير اهل بيت (ع) : اقاموا حروفه و اضاعوا حدوده ؛ حروف قرآن را احيا كردند و تعاليم و تكاليفش را ضايع نمودند ). و امام صادق (ع) فرمود : « من إنْهَمَكَ فِىطَلَبِ النَّحْوِ، سُلِبَ الْخُشُوعُ ؛ كسي كه تمام همتش را در مباحث لفظي صرف كند ، از خضوع و خشوع در برابر قرآن كريم محروم مي گردد » ( مستدرك الوسائل، ج 4، ص 279، مؤسّسة آلالبيت). قرآن دريايي عظيم است كه بايد آن را پيمود و در ميان امواجش در غلتيد و بازي با مماسه هاي ساحل و عكس گرفتن در كنار آن براي ما تشنه كامان چه حاصلي خواهد داشت .
ü دستمايه كردن قرائت و تلاوت و حفظ قرآن براي سرگرمي و غفلت خود و ديگران براي تركاندن محافل قرآني باشكوه (!) و مجالس اموات و مجالس ختم و .... و از آن نان در آوردن و قرآن را به كار و كسب و مغازه بدل كردن خيانتي بزرگ به درگاه قرآن و صاحب آن است . (وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتي ثَمَنًا قَليلاً وَ إِيّايَ فَاتَّقُونِ "بقره :41 " )
ü عموما با شنيدن قرائت و تلاوت قرآن به حال و هواي معنوي فرو مي رويم و اين كافي نيست بلكه مقدمه حركت و به پا خاستن و همت كردن و فكر و انديشه و روح و روان را در سير الي الله ساختن و پرداختن و به حركت در آوردن است . اگر هميشه فقط به حال و هواي عاطفي معنوي از شنيدن آيات وقت بگذرانيم ، كي به فهم و تدبر و تفكر و تحقق معاني آيات خواهيم رسيد ؟! شايد هيچ وقت . يك بار شخصي را ديدم كه داشت از ضبط صوت خود به آوازي گوش مي داد و آواز خارجي بود . گفتم مگر تو مي فهمي كه چه مي گويد ؟ گفت فهميدن لازم نيست ؛ حال و هواي خوبي به آدم دست مي دهد كه من آن را خوب حس مي كنم !!! مبادا ما به قرآن چنين معامله كنيم . (وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ . يوسف : 105 )
ü اگر قرآن را بخوانيم و در صدد تفرقه بين انسانها و طوايف اسلامي باشيم ، به قرآن خيانت كرده ايم (إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلى بَني إِسْرائيلَ أَكْثَرَ الَّذي هُمْ فيهِ يَخْتَلِفُونَ "نمل : 76 ")
ü اگر نتوانيم به خوبي در آيات بينديشيم و نتوانيم به نتايج سازنده و تازه برسيم ، ذهن و فكر و روح و روانمان به ناداني و بي بصيرتي و پول و ثروت و قدرت و شهوت قفل و زنجير شده است ( أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها " محمد : 24 ")
ü اگر پيام قرآن را عالمانه و متدبرانه بفهميم ، از ميان اين آيات و الفاظ به ظاهر پراكنده به يك سيستم فكري منسجم خواهيم رسيد ( أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافًا كَثيرًا "نساء : 82 " )
ü هر چند هيچ آيه اي در باره ضرورت حفظ الفاظ و عبارات قرآن نداريم ولي اهميت حفظ قرآن هم بيشتر از آن كه به مغز و حافظه مربوط باشد به قلب و عمل مربوط است و اگر حقيقت يك آيه به قلب و تحقق عملي برسد ، نور كل قرآن به قلب شخص منتقل گشته است و اگر نرسد ، حفظ كل قرآن هم بي ثمر است : رب تال القرآن، والقرآن يلعنه؛ چه بسا تلاوت كننده قرآن كه قرآن او را نفرين مي كند (پيامبر اكرم (ص).
ü حقيقت متعالي قرآن «نوري الهي و آسماني» است و اين كتاب كاغذي حقيقت قرآن محمد(ص) و علي(ع) و امام زمان(س) نيست : يا أَيُّهَا النّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبينًا ( نساء : 174) و اين كتاب را تنها بايد براي رسيدن به كانون نور الهي مورد توجه قرار داد . و براي درك نور بايد غرض ها و منافع و تعصبات فردي و حزبي و جناحي و مذهبي را كنار گذاشت تا آن انوار ساطعه را دريافت ؛ چرا كه : إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَريمٌ * في كِتابٍ مَكْنُونٍ * لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ * تَنْزيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمينَ ( واقعه : 77 – 80) .
ü گاهي براي برخي ظواهر قرآن راهزن است و برخي ديگر ، در معنا و احتمالات و فرضيات و پيشفرضهاي مختلف سرگردان مي مانند و بعضي در درك معنا و مقصود نهايي به خطا مي روند و برخي نيز دلهايشان از لمس كردن و يافتن حقيقت قرآني عاجز و ناشنواست و بعضي نيز فراتر از اين لغزشگاهها ، حقيقت قرآني را كاملا درك نموده و سپس انكار مي كنند . مانند كساني كه معجزات را به چشم مي بينند ولي از كم ظرفيتي و از ترس محروميت از منافع و مطامع انكارش مي كنند : « كَذلِكَ نَسْلُكُهُ في قُلُوبِ الْمُجْرِمينَ . لا يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ اْلأَوَّلينَ » ( حجر : 12 – 13) كه معلوم مي شود گاهي مجرمان بزرگ نيز حقايق قرآني را به دل ادراك مي كنند ولي چه فايده ؟ ؛ « وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدينَ » ( نمل : 14 )
ü گاهي همين قرآن ظاهري هم وسيله سوء استفاده هاي دنياپرستان به ظاهر مذهبي قرار مي گيرد و از آن عليه حقيقت اسلام و قرآن و كليت و تماميتش استفاده ابزاري مي كنند . اين است كه علي (ع) در باره قرآن هاي آويخته بر نيزه ها در دستان خوارج مسلكان و معاويه صفتان و روباه منشان ، فرمود : اينها قرآن نيست بلكه پوست پاره اي بيش نيست و دستور داد آن قرآنها را با شمشير براندازند . اين است كه قرآن در دست و قلب خوبان هدايت است و در مغز و زبان تبهكاران دسمايه ضلالت و دوزخ : يُضِلُّ بِهِ كَثيرًا وَ يَهْدي بِهِ كَثيرًا ( بقره : 26) و همين قرآن شفابخش براي پاكدلان ، براي بدانديشان بيماري زا و هلاكتبار است : وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظّالِمينَ إِلاّ خَسارًا ( اسرا : 82) .

پی نوشتهای اینترنتی :
ü ویژه نامه الکترونیکی قرآن مصور
ü سایت جامع معارف و اطلاعات قرآنی
ü قرآن - ترجمه - تصاویر - ادعیه و ...

