تبليغاتX
شراره ها و شکوفه ها
 

 

 

شراره ها و شکوفه ها


بیا با من و عشق همدرد باش.اگر دین نداری جوانمرد باش.چو دریادلی،فکر ساحل مکن.اگر تشنه ای آب را گل مکن

 

bullet تحلیل های فلسفی به جای درمان های واقعی

 معمولا وقتي که ما در کارهای خود به مشكلي برخورد مي كنيم به گذشته فرار مي كنيم  و بعد از كلي قصه بافي دست به توجيهات روانشناسانه و جامعه شناسانه مي زنيم تا با هزار دوز و كلك خودمان را بي گناه و كارهايمان را كاملا طبيعي و « چنان كه مي بايست » جلوه دهيم . اما در مورد ديگران حاضريم هزار نوع جرم عمدي برايشان اثبات كنيم و آنها را به خاطر كارهاي غلط شان بي  برو برگرد مجرم بدانيم و محکوم بکنیم و فحش و بد و بیراه نثارشان کنیم . شجاعت مسئوليت پذيري و قبول سستي و ضعف و ندانم كاري ، ننگ و شكست بزرگي براي ما تلقي مي شود .

در برخورد با مشكلات جامعه هم برمي گرديم به گذشته و مي گوييم ماجرا از فلان زمان شروع شد و بعد فلان و بهمان و اين طور شد كه مي بينيد و هيچ كارش هم نمي شود كرد . هيچ وقت نشده مديري و مسئولي از نهادهاي فرهنگي يا سياسي بيايد و فكر كند كه براي بهبود اوضاع فعلي و مديريت بهينه امكانات و استعدادهاي كنوني چه مي توان كرد و چه كارهايي مي شود بكنيم ولي نمي كنيم ؛ اما همان مدير فرهنگي يا سياسي حاضر است براي مثلا دلسوزي برگردد به گذشته و پس از شمردن دهها علت در تاريخ  گذشته تحليل هايش را حتي به زمان مغول ها برساند ؛ در حالي كه اين خود سفسطه و مكانيزم رواني فرار از مشكلات كنوني به علل و عوامل تاريخي گذشته است ؛ نظير مردي كه مدتي پس از ازدواج در زندگي و روابط خانوادگي فلج شده و از شدت استيصال و درماندگي ناگزير به كودكي بر مي گردد تا با روياهاي خوش آن دوره خودش را التيام ببخشد و گاهي عملا رفتارهاي كودكانه مي كند تا اثبات كند به حد كافي بزرگ شده است !

 در زندگي شخصي هم رفتارهاي بد ديگران را – به فرض بد بودن – به غرض و مرض و عقده و كينه و بيماري رواني و فساد ذاتي و ... نسبت مي دهيم ،‌  بدون اين كه تصور كنيم اين رفتارها از علل و زمينه هايي بروز مي يابد كه برخي یا بسیاری تحت تاثير ماست و مي شود شرايط و عوامل بروز رفتارها را تغيير داد و اصلاح كرد و در دهکده جهانی و تاثیر متقابل رفتارها هيچ رفتار زشت يا خوبي بدون مشوق ها و مؤيدهاي بيروني دوام نمي يابد .


ادامه مطلب
  نویسنده: کریم جباری ׀ تاریخ: سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ׀ موضوع: ׀

bullet رسوب و رکود دایمی ما

اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ  ....  بر زمين سنگينى مى‏کنيد  ( توبه ۳۸ )

ما غالبا اهل رسوب و رکودیم و از جاری شدن و سیلان و پویایی ترسان و گریزانیم . کافی است که به افراد یا اشیا و مکان هایی نزدیک شویم و دل ببندیم ؛ آن وقت طوری روی همان افراد و اشیا رکود و رسوب می کنیم که از درک درست همان افراد و اشیا هم عاجز می شویم . گاهی لازم است که شوک هایی ما را از کرختی و رسوب به در آورد و جلو براند . اگر خود ما باشیم حوالی خاطرات کودکی اطراق می کنیم در حالی که اگر به همان کودکی بازگردیم و واقعا کودک شویم عملا از آن اوضاع و احوال متنفر و گریزان خواهیم بود اما رویای کودکی برایمان شیرین است . چون ما را به حال رسوب و رکود نگه می دارد . داشتن چهار تا تحلیل عامیانه و بی منطق و احمقانه کن است برای ما خوشایند باشد و ما ژست پروفسور و روشنفکر بزرگی را به خود بگیریم . بی خبر از این که حقایق عالم بسی بیشتر از ظرفیت کاسه سر ماست و دنیای بیرون از ذهن خیال پرداز ما بسی بزرگ تر و تو در تو تر است .


ادامه مطلب
  نویسنده: کریم جباری ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ׀ موضوع: ׀

bullet بندگان شاكر خدا

رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ  ( مائده ۱۱۹ )

هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند؛ اين، رستگارى بزرگ است

 

يكي از دانشجويانم  معلول جسمي بود و آمده بود كه آخرين درسش را به صورت معرفي به استاد با من بگذراند . وضعيتش به گونه اي بود كه براي هر نوع حركت و نشست و برخاست بايد مادر يا پدرش همراهش مي بود و كمكش مي كرد . چند قدم راه رفتن برايش مشكل بود و  نمي توانست به تنهايي از جوي آب رد شود . اندام هاي بدنش گويا خارج از اراده و كنترل وي به جهات مختلف رانده مي شدند و هنگام حرف زدن و نوشتن نيز با هزار زحمت و حركت مي توانست چيزي بگويد يا بنويسد . با اين حال ، از هر  بخش كتاب درسي كه سوال كردم به دقت جواب داد و كمتر دانشجويي به اين شكل دقيق و اهل فهم و مطالعه ديده بودم . جالب اين كه همه درس هاي ديگرش را همين طور خيلي خوب خوانده بود و از مقطع تحصيلي بالاتر هم قبول شده بود .   در پايان آزمون از او  پرسيدم كه آيا با اين همه زحمت و مشقتي كه در زندگي داري از خدا راضي هستي ؟‌ جواب داد : من كي هستم كه از خدا راضي باشم ! خداست كه بايد از من راضي باشد .

  نویسنده: کریم جباری ׀ تاریخ: یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 ׀ موضوع: ׀

bullet امام جماعت خوب و مسجد پر رونق

               این متن به عنوان پاسخ به سوال وبلاگ سرود رهایی نوشته شد

 امام جماعت بايد خوش مشرب باشد .برخوردش با مردم و كودكان و جوانان محترمانه و دوستانه باشد . اهل مطالعه باشد . هم در احكام و مسائل ديني حرف هاي تازه اي براي گفتن داشته باشد و هم از مطالعات ديگر برخوردار باشد تا مردم به چشم يك روحاني بيسواد يا كم سواد به او نگاه نكنند .

 

اگر امام جماعت ، ضمنا سخنران مسجد هم باشد ، بايد متوسط اطلاعات عمومي و مطالعات او از متوسط اطلاعات مردم كوچه بازار بيشتر باشد و نه كمتر . چون همان مردمي كه مسجد ميايند در بين راه گاهي راديو معارف گوش مي دهند و روزنامه اي مي خوانند و انتظار دارند كه در مسجد سخنراني خوبي بشنوند كه سطح آن از سخنان زيادي كه اينجا و آن جا مي خوانند و مي شنوند پايين تر نباشد وگرنه به طرف به چشم حقارت نگاه خواهند كرد .

 

  مردم به مسجد مي آيند تا دين و علم و معنويت كسب كنند و در حل مشكل محله و جامعه اطراف خود سهيم باشند و روحاني مسجد بايد در اين امور چيزي براي مردم داشته باشد . داشتن ذوق و سليقه در انتخاب مسائل و موضوعات مبتلابه احكام و احاديث و آيات و .... خودش هنري است كه اگر امام جماعت مسجد داشته باشد خيلي عالي خواهد بود . 

 

 


ادامه مطلب
  نویسنده: کریم جباری ׀ تاریخ: یکشنبه یکم شهریور 1388 ׀ موضوع: امام جماعت خوب و مسجد پر رونق ׀

 

© All Rights Reserved to sham0.Blogfa.com / Theme by: iTheme