|
آتش بدون دود نمي شود . انسان بدون گناه . انسان با پاكي به دنيا مي آيد و عاشق آزادي و پاكي و تعالي است ؛ ولي هميشه اسير لغزش و طغيان و بندها و زندان هاست . افتان و خيزان از بندهايي نجات مي يابد و توبه كنان اسير گناهان ديگر مي شود و از سلولي به سلول ديگر منتقل مي شود و از چاله به در مي آيد و در چاه ديگري سقوط مي كند و چاه هاي ژرف تري در پيش است .
صد هزاران دام و دانه است ای خدا ما چو مرغان حریص و بینوا
دم به دم ما بسته دام نویم هر یکی گر باز و سیمرغی شویم
می رهانی هر دمی ما را و باز سوی دامی می رویم ای بی نیاز
شرط ايمان ، عصمت و بي گناهي محض نيست . شرط ايمان ، داشتن «دغدغه» و نگراني و دلهره و احساس گناه و خطا و كوتاهي است . مهم اين است كه گناه ما را به سوي پاكي سوق دهد و لغزش و اضطراب ، ما را به آرامش و پاكي بكشاند . داشتن «تب و تابِ» «نفس لوّامه »شرط بندگي خداست . مهم اين است كه بعد از عصيان به خدا پناه ببريم و بعد از لغزش از خدا بخواهيم اين لعزش ها را ترميم كند و بعد از هر كار زشتي كار خوبي و بعد از هر بدخلقي خوش خلقي نشان دهيم كه« ان الحسنات یذهبن السيئات » ( هود : ۱ ) .
ادامه مطلب |